نوح زمان

در حسرتِ دیدارت، تا چند گرفتاران؟

دلخسته ز حسرتها، جانمرده ز حرمانها

ای قلبِ همه عالَم، در جانِ بنی آدم

مهر است به عُزلتها، کین است به جولانها

با صورتِ انسانی در کِسوتِ[1] چوپانی

دیوند چه انسانها، گرگند چه چوپانها

ای نوحِ زمان دریاب، یارانِ موافق را

زان پیش که درگیرد، سنگینیِ طوفانها[2]

در قحطِ وفا رحمی، شرمنده فقیران را

چون یوسفِ کنعانی، ای یوسفِ دورانها[3]

دور از گِل رخسارت، افسرده «چمن» تا کی؟

بیمارِ غمت جانا، درمانده ز درمانها

(منبع: شعر عترت/ سرودة محمدرضا یاسری-تهران: سوره مهر-1384)


[1]- کَسوَت و کِسوَت، پوشاک، لباس

[2]- بیت تلمیحی به داستان حضرت نوح و طوفان سخت زمان او و مقایسه طوفان فتنه‌ها در زمان غیبت حضرت مهدی(عج) دارد.

[3]- بیت تلمیحی به داستانِ حضرت یوسف و برادرانش که در حالِ فقر و شرمندگیِ آنها از ماجرای بد رفتاریشان در گذشته صرفنظر و به آنها در قحط‌سالی ترحّم کرد.

/ 0 نظر / 11 بازدید