کتابخانه مهدیه نقنه

مسجد صاحب الزمان(عج) نقنه

توحید
نویسنده : - ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٢۸
 

قرآن فرمود: قل اللهُ ثُمَ ذَرهُم فی خَوضِهِم یَلعَبونَ: بگو خدا، آنگاه جاهل ها و کفار و اشقیا و... را بگذارد در حوضشان بازی کننند. یعنی آنها را ول کن گردو بازی کنند خوّاض با غوّاص فرق میکند غوّاص در دریای توحید فرو میرود و جواهر ایمان و


انسانیت بیرون می آورد، ولی خوّاص می نشیند و برای کلک زدن می بافد خوض اثر جهل است هر کس که هر جا میرود به دنبال این است که عیب پیدا کند و بیرون بیاورد خوّاض است و هر کسی که میرود حسن پیدا کند و چیز قیمتی بیرون بیاورد غوّاص است.

 

لا اِلهَ یعنی من نیستم، هیچ غیری نیست "الاّ" تشدیدش یعنی اگر چیزی باقی مانده است کاملاً  پاک کن آن وقت بگو "الله" حالا دیدی که غیر از خدا هیچ کس و هیچ چیزی نیست. هر چه را غیریت دارد و فراموشی دارد همه را پیامبر اکرم(صَل اللهُ عَلیهِ و اله و سَلَم)  باطل کرد.

 

پیغمبر اکرم (صَل اللهُ عَلیهِ و اله و سَلَم)  هیچ فاصله ای بین عبد و مولا باقی نگذاشت  گفت لا اِلهَ اِله یعنی خود عبد. خود عبد را که فاصله بود، برداشت.

 

در "لا اِلهَ" هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الّا" تشدیدش را محکم ادا کن تا اگر چیزی باقی مانده از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود آن گاه "الله " را بگو تا همه دلت را تصرف کند.

 

وقتی میگویی "لا اِلهَ اَلَّاالله" نه دنیا می ماند نه عادات و رسوم، نه آبرو داری بین اهل دنیا؛ همه از بین می‌رود. لا اِلا یعنی هر چه واله کننده من است، دور انداختم الّا الله را. درست دقت کن اگر می‌ارزد آن را بگو، بی حساب نگو که وقتی واله کننده‌ها رفتند فریادت بلند می‌شود. خداوند به موسی(علیه‌السلام)  فرمود هر چه را در دستت است بینداز. نکند مثل امت موسی ما هم به محمد(صَل اللهُ عَلیهِ و اله و سَلَم) بگوییم اَِجعَل لَنا اِلهاً کَََََما لَهُم آلِهَة. یعنی همانطور که اهل دنیا چیزهایی دارند که آنها را واله کرده است به ما هم از آن واله کننده‌ها بدهید.

 

ایمان و ولایت امن وآرامش می آورد وادی امن ایمان است نه سرزمین مکه مگر ندیدی در مراسم حج در مکه چقدر حاجی را کشتند؟ این امن برای بندگانی است که ظالم نباشند؛ کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را با ظلم نپوشاندند، برای آنهاست که امن وجود دارد آنها هدایت یافتگاند. هر چند حق کسی را از بین بردن و یا سیلی به کسی زدن ظلم است، ولی ظلم بزرگی که به آن توجه نداریم پوشان پیدا و پیدا نمو دن پوشیده است. ربّ، پیدایست که هرگز پوشیده نشود و عبد پنهانیست که هرگز پیدا نشود عبد گمشده ایست که هرگز پیدا نخواهد شد هر کس تلاش کند خود را بیاید خدا را خواهد یافت و خودش همچنان گم خواهد بود عبد از خودش موجودی ندارد که پیدا شود خدا هم پیدایست که هرگز پوشیده نخواهد شد. در قیامت خورشید توحید سایه‌ای برای کسی نمی گذارد عبد از خودش چیزی ندارد که پیدا باشد. لذا پیامبرمان(صَل اللهُ عَلیهِ و اله و سَلَم) فرمود الفَقرُ فَخری: بی چیز و تهیدست بودن مایه افتخار من است. اَیُهّا النّاسُ اَنتُم الفُقَراءُ اِلَی اللهُ هُوَ الغَنیُّ الحَمیدُ: ای مردم شما در پیشگاه خداوند فقیرید و خداوند بی نیاز وستوده است. همه ما فخرمان همین نداری و فقر است. اگر در هر امری خدا را فاعل دیدی و به غیر نسبت ندادی در این صورت لباس ظلم به ایمان خود پوشانده ای. یعنی خدا را باش نه خود را؛ تا به امن و مقام ولایت برسی. به همه چیز از منظر الهی نگاه کن و تنها از او بگو.

 

شخصی در راه مکه به فضه خادمه حضرت زهرا(عَلَیها السًَلام) برخورد و از او پرسید از کجا می‌آیی؟ گفت مِنَ الله: از نزد خدا پرسید به کجا می‌روی؟ گفت اِلَی الله به سوی خدا یعنی به زیارت خانه خدا میروم. پرسید زاد و راحله‌ات چیست؟ گفت تقوی. گفت مرکب سواریت چیست؟ گفت رجلای، یعنی پاهایم.

 

چه خوب است که انسان جز از خدا سخن نگوید. همیشه حرفت را ذکر خدا قرار بده و اگر هم خواستی با دیگر انسانها صحبت کنی با لسان خدا حرف بزن. فقیر مگر دیوانه است که با فقیری همچون خود حرف بزند؟ خواسته ات را از خدا بخواه که غنی است. خلق آلت و اسبابی در دست خدا هستند یعنی مخلوق اویند.

 

همه در قبضه خدا هستند هر کس از صاحب خانه خوشش آید هیچ جا بهتر از آنجا نیست و اگر هم راه بود که از قبضه خداوند خارج  شود به هیچ قیمتی آن را ترک نمی کند. هر کس از صاحب خانه خوشش نیاید و نسبت به او عداوت و کینه وحسد داشته باشد هیچ جا سختر و عذاب آورتر از آنجا نخواهد بود و هر چه تقلا کند راهی برای بیرون رفتن ازقبضه خدا وجود ندارد لذا بسیار عذاب می‌کشد لا یُمَکِنُ الفَِرارُ مِن حُکومَتِکَ: خدایا از حکومت تو فرار کردن امکان پذیر نیست.

 

جلوی پیشانی اسب چند تار مو است که اگرآن را بگیرند، اسب با همه قدرتی که دارد تسلیم و مطیع شما می شود. اسم این موها ناصیه است. مومن ناصیه اش را به دست خدا می بیند و عرض می کند: یا مَن بِیَدِهی ناصِیَتی: ای خدایی که ناصیه هم به دست اوست.

 

در حدیث هست که هشت چیز دست خداست؛ موت و حیات، مرض و صحّت، فقر و غنا، خواب و بیداری، چه چیز باقی ماند که دست خودمان باشد؟

 

خدا در همه جزئیات زندگی من و شما دخالت دارد. ما کم متذکر خداییم. باید از درون متذکر بود. همه هنر هایی که داری مال خداست؛ مال تو نیست هر چه کرده ای را حاشا بزن و بگو((کی بود، کی بود، من نبودم)) چه کسی اولاد درست کرد؟ چه کسی به آنها غذا داد؟ چه کسی عبادت کرد؟ چه کسی به دیگران خوبی کرد همه را خدا کرد.


 
comment نظرات ()