کتابخانه مهدیه نقنه

مسجد صاحب الزمان(عج) نقنه

شب قدر
نویسنده : - ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٩
 

اهمیت شب قدر

معنا و ماهیت حقیقی شب قدر چیست؟ این شب چه اهمیتی دارد؟

«قدر» در لغت به معنای اندازه و اندازه‌گیری است. «تقدیر» نیز به معنای اندازه‌گیری و


تعیین است. در اصطلاح «قدر» عبارت است از: ویژگی هستی و وجود هر چیز و چگونگی آفرینش آن. به عبارت دیگر، اندازه و محدودة وجودی هر چیز «قدر» نام دارد.

بر اساس حکمت الهی در نظام آفرینش، هر چیزی اندازه‌ای خاص دارد و هیچ چیز بی حساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد، بر اساس نظم ریاضی تنظیم شده و گذشته، حال و آیندة آن با هم مرتبط است.

استاد مطهری در تعریف قدر می‌فرماید: «...قدر به معنای اندازه و تعیین است... حوادث جهان.. از آن جهت که حدود و اندازه و موقعیت مکانی و زمانی آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهی است». پس در یک کلام «قدر» به معنای ویژگی‌های طبیعی و جسمانی اشیاء‌است که شامل اندازه، حدود، طول، عرض و موقعیت‌های مکانی و زمانی آنها می‌گردد و تمام موجودات مادی و طبیعی را دربر می‌گیرد.

این معنا از روایات استفاده می‌شود؛ چنان که روایتی از امام رضا(ع) پرسیده شد: معنای قدر چیست؟ فرمود: «تقدیر الشیء طوله و عرضه»؛ «اندازه‌گیری هر چیز اعم از طول و عرض آن است». در روایات دیگر، این امام بزرگوار در معنای قدر فرمود: «هو الهندسه من الطول و العرض و البقاء»؛ «اندازة هر چیز اعم از طول و عرض و بقا است». بنابرانی، معنای تقدیر الهی این است که در جهان مادی، آفریده‌ها از حیث هستی و آثار و ویژگی‌هایشان، محدوده‌ای خاص دارند. این محدوده با اموری خاص مرتبط است؛ اموری که علت‌ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستی و آثار و ویژگی‌های موجودات مادی نیز متفاوت است. هر موجود مادی، به وسیلة قالب‌هایی از داخل و خارج، اندازه‌گیری و قالب‌گیری می‌شود. این قالب- یعنی، طول، عرض، شکل، رنگ، موقعیت مکانی و زمانی و سایر عوارض و ویژگی‌های مادی- حدود آن به شمار می‌آید. پس معنای تقدیر الهی در موجودات مادی؛ یعنی، هدایت آنها [از جانب خداوند] به سوی مسیر هستی‌شان که برای آنها مقدر گردیده است و آنها در آن قالب‌گیری شده‌اند.

در قرآن می‌خوانیم: «وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى»[1] «[خداوند] آن کسی که تقدیر کرده، پس هدایت می‌کند». البته چون انسان موجودی آگاه و با ارائه است، لذا انتخاب سعادت یا شقاوت و نیز راه رسیدن به این دو، به ارادة او گذاشته شده است. بنابراین شب قدر، شبی است که همة مقدرات سالانة انسان با ملاحظه، اراده و اختیار و قابلیت‌های او تقدیر می‌گردد. شب قدر یکی از شب‌های نیمة دوم ماه رمضان است که طبق روایات ما، یکی از شب‌های نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر بیست و سوم ماه مبارک رمضان است. در این شب- که شب نزول قرآن به شمار می‌آید- امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزی، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‌ای که در طول سال متناسب با اراده و قابلیت انسان واقع می‌شود، تقدیر می‌گردد.

شب قدر همیشه و هر سال، تکرار می‌شود. عبادت این شب، فضیلت فراوان دارد و بهره‌برداری از آن در نیکویی سرنوشت یک ساله، بسیار مؤثر است. در این شب تمام حوادث سال آینده، به امام هر زمان ارائه می‌شود و وی از سرنوشت خود و دیگران باخبر می‌گردد. امام باقر(ع) می‌فرماید: «انه ینزل فی لیله القدر الی ولی الامر تفسیر الامور سنةً سنهً، یؤمر فی امر نفسه بکذا و کذا و فی امر الناس بکذا و کذا»؛ «در شب قدر به ولی امر(امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل می‌شود و وی درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایی می‌شود».

امام باقر(ع) در جواب معنای آیة «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَکَةٍ»[2] فرمود: «شب قدر شبی است که همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید می‌شود. شبی که قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبی است که خدای تعالی درباره‌اش فرموده است: «فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ»[3]. در شب قدر هر حادثه‌ای که باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر می‌شود: خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندی که قرار است متولد شود،‌یا اجلی که بنا است فرا رسد، یا رزقی که قرار است برسد و...». بنابراین در قرآن کریم نسبت به تقدیر الهی و شب قدر، توجه خاصی شده است که ارتباط ویژة جهان هستی و عالم ماده و انسان را با حق تعالی بیان می‌کند. اگر هر کس به این ارتباط اعتقاد داشته و بر طبق آن حرکت کند، به سرنوشت بسیار مطلوبی نایل خواهد شد.

پیشینه شب قدر

آیا شب قدر قبل از اسلام نیز وجود داشت؟ و آیا بعد از پیامبر(ص) ادامه دارد؟

بر اساس روایتی شب قدر، اختصاص به دوران رسالت پیامبر اکرم(ص) ندارد و در زمان‌های گذشته نیز وجود داشته است. مجلسی از امام جواد(ع) نقل کرده است: «... لقد خلق الله تعالی الیله القدر اول ما خلق الدنیا و لقد خلق فیها اول نبی یکون و اول وصی یکون...»؛ «خداوند شب قدر را در آغاز آفرینش جهان آفرید و در آن اولین پیامبر و نخستین وصی را هستی بخشید...».

از طرف دیگر در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «ان الله وهب لامتی لیله القدر لم یعطها من کان قبلهم»؛ «خداوند به امت من شب قدر را بخشید و احدی از امت‌های پیشین از این موهبت برخوردار نبودند». جمع این دو روایت نشان می‌دهد که اصل شب قدر از قبل بوده است؛ ولی فضایل بسیار بالایی به طور ویژه، در آن شب برای امت اسلام قرار داده شده که در امت‌های پیشین سابقه نداشته است. لذا شب قدر حقیقت و واقعیتی است که در جهان هستی مقدر شده است.

از سوره مبارکه قدر فهمیده می‌شود که در هر سال، شبی است به نام «قدر» که از جهت ارزش و فضیلت برتر از هزار ماه است. در این شب فرشتگان الهی به همراه بزرگ خویش(روح)، برای هر فرمان و تقدیری که از سوی خدا برای یک سال مقدر شده است، فرود می‌آیند. از احادیثی که در تفسیر این سوره و تفسیر آیات آغازین سوره «دخان» رسیده، فهمیده می‌شود که فرشتگان در شب قدر، مقدرات یکساله را به نزد «ولی مطلق زمان» می‌آورند و به او عرضه می‌دارند و به او تسیلم می‌کنند. این واقعیت، همواره بوده است و خواهد بود.

در روزگار پیامبر اکرم(ص)، محل نزول فرشتگان در شب قدر، آستان نبی مصطفی(ص) بوده است و این امر مورد قبول همگان است. اما نسبت به زمان بعد از آن حضرت(ص) باید گفت: شب قدر بعد از پیامبر اکرم(ص) نیز هست. علاوه بر ظهور آیات قرآن کریم در «سوره قدر» و «سوره دخان»، در روایات نیز این واقعیت به روشنی ذکر شده است.

رشید الدین میبدی(مفسر معروف سنی) می‌گوید: «برخی گفته‌اند: شب قدر،‌اختصاص به روزگاران پیامبر(ص) بود و سپس از میان رفت. اما چنین نیست؛ زیرا همه اصحاب پیامبر و علمای اسلام معتقدند که شب قدر تا قیام قیامت باقی است».

شیخ طبرسی از عالمان شیعی نیز در این باره، روایتی از ابوذر غفاری نقل می‌کند: «به پیامبر خدا گفتم: ای پیامبر! آیا شب قدر و نزول فرشتگان، در آن شب، تنها در زمان پیامبر وجود دارد و چون پیامبران از جهان رفتند، دیگر شب قدری نیست، پیامبر فرود: نه بلکه شب قدر، تا قیام قیامت هست».

در این مقام، از امام جواد(ع) تعلیمی رسیده که خلاصه آن در اینجا ذکر می‌شود. حضرت فرمود: «خداوند متعال، شب قدر را در ابتدای آفرینش دنیا آفرید، همچنین در آن شب نخستین پیامبر و نخستین وصی را آفرید(وجود آنها را مقدر ساخت). در فضای الهی چنان گذشت که در هر سال، شبی باشد که در آن شب، تفصیل امور و مقدرات یک ساله فرود آید».

بی شک پیامبران با شب قدر، در ارتباط بوده‌اند. پس از آنان، باید حجت خدا وجود داشته باشد؛ زیرا زمین از نخستین روز خلقت خود تا آخر فنای دنیا، بی حجت نخواهد بود. خداوند در شب قدر، مقدرات را به نزد آن کس که اراده فرموده(وصی و حجت)، فرو می‌فرستد. به خدا سوگند! روح و ملائکه در شب قدر، بر آدم نازل شدند و مقدرات امور را نزد او آوردند و او در نگذشت؛ مگر اینکه برای خود وصی و جانشینی تعیین کرد. همه پیامبرانی که پس از آدم آمدند نیز، بر هر کدام در شب قدر، امر خداوند نازل می‌گشت و هر پیامبری این مرتبت را به «وصی» خویش می‌سپرد....

اختلاف افق و شب قدر

«لیله القدر» کدام شب از سال است؟ با توجه به اختلاف تقویت در کشورها، آیا ممکن است چند شب قدر وجود داشته باشد؟

شکی نیست که «لیله القدر»، یکی از شب‌های ماه رمضان است؛ جمع میان آیات قرآن نیز اقتضای آن را دارد. از یک سو می‌فرماید: «قرآن در ماه رمضان نازل شده است»[4] و از سوی دیگر می‌فرماید: «ما آن را در شب قدر فرو فرستادیم»[5]. اما برای تعیین آن، باید به روایات مراجعه کرد. در روایات شیعه و اهل سنت، احتمالات گوناگونی داده شده است؛ از جمله: شب هفدهم، شب نوزدهم، شب بیست و یکم، شب بیست و سوم، شب بیست و هفتم و شب بیست و نهم.

بر اساس روایت مشهور ائمه اطهار(ع)، احتمال اینکه شب قدر، یکی از شب‌های نوزدهم، بیست و یکم و یا بیست و سوم ماه رمضان باشد،بیشتر است. سید بن طاووس، از بزرگان علمای شیعه، روایات متعددی دربارة تعیین شب قدر در کتاب اقبال الاعمال جمع‌آوری کرده است که از مجموع آنها فهیمده می‌شود: اندازه‌گیری و «تقدیر» امور و کارها، در شب نوزدهم و «تحکیم» آنها در شب بیست و یکم و «امضای» آنها در شب بیست و سوم است. به این دلیل شب زنده‌داری و عبادت و دعا در این سه شب بسیار توصیه شده؛ به ویژه بر دو شب بیست و یکم و بیست و سوم تأکید بیشتری گشته است. در روایتی از امام صادق(ع) درخواست می‌شود که شب قدر را معین کنند، ایشان می‌فرماید: «آن را در شب بیست و یکم و بیست و سوم بجویید». وقتی راوی می‌خواهد امام آن را دقیقاً مشخص کند؛ می‌فرماید: «چه سخت است بر تو که دو شب را کوشش کنی!» در عین حال روایات متعددی دلالت دارد که شب بیست و سوم، شب قدر است.

البته شب قدر بر ائمة اطهار(ع) کاملاً روشن است؛ زیرا فرشتگان در آن شب بر آنان فرود می‌آیند. اما اصرار بسیاری داشته‌اند که شیعیان چند شب را به عبادت و شب زنده‌داری مشغول باشند. با توجه به این مطالب، روشن می‌شود که شب قدر در هر سالی وجود دارد و آن یک شب است و اختلاف تقویم، موجب نمی‌شود چند شب قدر داشته باشیم. بر این اساس تأکید شده است دهه آخر ماه رمضان، یا حداقل سه شب یاد شده مراقبت شود. پیامبر اکرم(ص) در دهه آخر ماه رمضان در مسجد معتکف می‌شد. و برخی از بزرگان شیعه، برای درک شب قدر یک سال شب‌ها را احیا می‌داشتند به هر حال شب قدر یک شب است و به احتمال بسیار زیاد، این یک شب، در دهه آخر ماه مبارک رمضان مقدر شده است و مؤمنان برای درک آن شبف تلاش می‌کنند و احیا می‌گیرند.

گفتنی است با نزول فرشتگان در شب قدر، برکات فراوان و متعددی جریان می‌یابد که مهم‌ترین آن تقدیر امور سالانه است. اما علاوه بر آن، نزول دسته جمعی فرشتگان، نورانیت و برکتی را به وجود می‌آورد که از فرصت‌های ممتاز، برای توبه و ارتقای درجات معنوی است؛ به طوری که انسان می‌تواند از فرصت یک شب، ارجمندی هزار ماه را به دست آورد. بنابراین اگر چه اعلام تقدیر امور سالانه به حجت خدا؛ در وقت معین از شب قدر انجام می‌گیرد؛ اما برای مردم سراسر جهان- با اختلاف افق‌هایی که دارند- شب قدر به نسبت هر منطقه ادامه دارد و همچنان برکات نزول فرشتگان شامل حال آنان می‌شود. تقدیر امور آنان نیز بر اساس آن انجام می‌گیرد و با اعلام قبلی تقدیر امور به حجت خدا، در وقت معین منافات ندارد. از این رو حتی برای کسانی که در منطقه خود فرصت شب را از دست داده‌اند؛ در روایات آمده است که روزهای شب قدر نیز فضیلت شب آن را دارد و اگر کسی در پی درک فضایل آن باشد، به آنها می‌رسد. همچنین در روایات آمده است: اگر کسی در این شب‌ها موفق نشد، منتظر شب و روز عرفه باشد که می‌تواند در آن، سرنوشت خویش را رقم زند. بنابراین تعیین این اوقات برای رقم زدن تقدیرات انسان، نه برای خداوند محدودیت می‌آورد و نه برای انسان؛ لکن این اواقت ویژگی‌هایی در تسریع حرکت انسان به سوی کمال حقیقی دارد.

بنا بر آنچه گفته شد، شب قدر زمانی دو قسم است:‌زمانی واقعی و زمانی اعتباری. لیله القدر زمانی واقعی و اعتباری را می‌توان به اول بهار واقعی و اعتباری تشبیه کرد. اول بهار واقعی، لحظه‌ای است که مرکز زمین در حرکت انتقالی خود به دور خورشید، منطبق شود و نقطة اعتدال ربیعی این لحظه، اول بهار واقعی است. حال اگر این انطباق قبل از ظهر صورت بگیرد(تحویل سال قبل از ظهر باشد)، تمام آن روز را اول بهار و اولین روز سال نو اعلام می‌کنند. اما اگر هنگام سال تحویل، بعد از ظهر باشد؛ آن روز را به سال قبل ملحق می‌کنند و می‌گویند: سال کبیسه دارد. ماه اسفند در چنین سالی، سی روزی است و در عین حال که اول بهار واقعی روز سی ام اسفندماه آن سال است، روز بعد را به عنوان اول بهار و نخستین روز سال جدید اعلام می‌کنند. در این مثال روشن است که ما یک اول بهار واقعی داریم که یک لحظه است و یک اول بهار اعتباری داریم که یک روز است و با توجه به اعتبار و قرارداد، قابل توسعه و تغییر است.

لیله القدر زمانی نیز همین گونه است؛ یعنی، ما یک شب قدر زمانی واقعی داریم و یک شب قدر زمانی اعتباری. شب قدر زمانی واقعی، لحظه‌ای از شب خاصی است که در آن لحظه، انسان کامل فیوضاتی را از عالم بالا دریافت می‌کند و این لحظه، امری شخصی و غیرقابل توسعه و تعدد است. و شب قدر زمانی اعتباری، مقطعی از زمان است که ممکن است 24 ساعت یا کمتر و یا بیشتر امتداد داشته باشد و با توجه به اختلاف آفاق متعدد شود. برای مثال در سرزمینی خاص، از سرشبی معین تا طلوع فجر برای اهل آن سرزمین، شب قدر باشد؛ ولی در سرزمین دیگر بعد از دوازده ساعت، شب قدر اهل آن سرزمین شروع شود و....

پس از فیوضات و برکات شب قدر زمانی اعتباری، قابل توسعه بوده و امتداد زمانی 24 ساعتة شب و روز قدر، دارای فضیلت مشترک است.

شب قدر و ولایت

رابطة شب قدر و ولایت چیست؛ زیرا می‌گویند شب قدر ارتباط تنگاتنگی با امام زمان(عج) دارد؟ در جایی خواندم که امام صادق(ع) فرمود: حقیقت شب قدر، حضرت زهرا(س) است؛ آیا این سخن درست است و اگر درست است، معنایش چیست؟

یکی از مسائل پر رمز و راز در مجموعة علوم و معارف الهی، مسئلة «شب قدر»‌است. نخست گفتنی است، شب قدر، ظرف نزول قرآن است: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ»[6]. اما این چه نوع ظرفی است؟ بین عموم مردم مشهور است که «شب قدر» ظرف زمان است. طبق این بیان، شب قدر، به معنای پاره‌ای از زمان(شب) است که در آن، قرآن از عالم بالا به دنیا نازل گشته است و به دلیل اهمیت این نزول و مسائل جنبی و یا عوامل زمینه‌ساز آن- که از درک ما انسان‌ها فراتر است- خداوند می‌فرماید: «وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ»[7]؛ «چه چیزی تو را آگاه کرد که شب قدر چیست؟» و «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ»[8] «شب قدر، از هزار ماه بهتر است». عبادتی که در این شب انجام می‌شود، بهتر از هر عبادتی است که انسان آنها را در طول هزار ماه انجام می‌دهد و نیز: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ»[9] «در این شب فرشتگان و روح به اذان پروردگارشان فرود می‌آیند و با خود مقدرات همة امور را فرود می‌آورند» و «سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ»[10]؛ «این شب [یکسره] تا طلوع فجر سلام و سلامتی است».

اما اگر «ظرفیت» مطرح در آیه را منحصر در ظرف زمان نکنیم و بگوییم ظرف زمان، پایین‌ترین مرحله از مراحل ظرفیت است؛ آن گاه به این می‌رسیم که شب قدر، حقیقتی است که قرآن در آن نازل شده و با توجه به لیاقت و قابلیتش، حقیقت قرآن را از عالم بالا دریافت کرده و آن را در وجود خود، جای داده است و بدین ترتیب وجودش، ظرف قرآن شده است. البته مراد از ظرف و محل و امثال این تعابیر، مکان مادی نیست و نمی‌تواند باشد؛ زیرا حقیقت قرآن از سنخ امور مادی نیست تا ظرف و مکانی شبیه به ظروف و مکان‌های مادی داشته باشد؛ بلکه محل نزول قرآن و ظرف آن، باید از سنخ «معنی» ‌و امور معنوی باشد تا بتوان، ظرفیت آن را نسبت به یک حقیقت معنوی پذیرفت و از آن توجیه معقولی ارائه کرد. در اینجا سه نکته باید روشن شود:

یکم. بدانیم که ظرف و مظروف مادی، هیچ گاه با هم متحد نمی‌شوند. برای مثال آب که مظروف و کوزه ظرف است، تا ابد اگر این نسبت را حفظ کنند، نه کوزه آب می‌شود و نه آب کوزه و همین طور است در دیگر موارد از انواع ظرف‌ها و مظروف‌های مادی. اما در امور معنوی این گونه نیست؛ ظرف معنوی حقیقی است که پذیرای امور معنوی و دریافت‌کنندة حقایق ملکوتی است. این حقیقت، با آنچه می‌پذیرد و قبول می‌کند، وحدت یافته و یکی می‌شود. بنابراین حقیقتی که محل نزول قرآن است و حقایق آن را قبول کرده و ظرف قرآن شده است، با آن یکی می‌شود و قرآن ناطق می‌گردد.

دوم. بدانیم حقیقتی که بر اثر قبول قرآن، عین آن می‌شود، کسی جز انسان کامل- که مظهر جمیع اسمای حسنای حق و آینة تمام نمای خداوند است- نیست. در رأس همة افرادی که مصداق عنوان یاد شده هستند، وجود نازنین حضرت محمد(ص) است و پس از ایشان شایسته‌ترین و نزدیک‌ترین افراد به مقام ایشان، امام علی(ع) است و همین طور پس از ایشان فرزندشان حسن بن علی(ع) تا برسیم به زمان ما. لیله القدری که در این زمان، ظرف قرآن است و حقایق آن در او جاری می‌شود، حضرت حجه بن الحسن المهدی(عج) است. ما از این بزرگان و امامان بر حق، به قرآن ناطق تعبیر می‌کنیم؛ همان طور که مالک اشتر وقتی که دید مردم نادان، فریب عمرو عاص و معاویه را خورده و به کاغذ پاره‌های سر نیزه چشم دوخته‌اند؛ فرمود: شما قرآن ناطق(علی) را رها کرده و به این کاغذها چشم دوخته و دل خوش کرده‌اید! مراعات این کاغذها را می‌کنید؛ ولی اصل قرآن و حقیقت آن را- که در علی(ع) تجسم یافته- رها کرده و حرمت نمی‌نهید!

اما باقر(ع) می‌فرماید: «امام علی(ع) در حضور امام حسن و امام حسین(ع)، سورة قدر را تلاوت کرد. حضرت حسین(ع) خطاب به پدر گفت: ای پدر! این سوره را با حلاوت مخصوصی تلاوت می‌فرمایید. حضرت فرمود: فرزندم! زمانی که سورة قدر نازل شد، جدت رسول خدا(ص) کسی را پی من فرستاد سپس این سوره را برای من تلاوت کرد و با دست بر کتف راست من زد و فرمود: ای برادر و وصی من! ای کسی که پس از من ولی این امتی! این سوره پس از من، از آن تو و پس از تو، از آن دو فرزندانت حسن و حسین است. از برای آن نوری است که در قلب تو و اوصیای تو تا مطلع فجر قائم آل محمد(ص) ساطع است».

بر اساس روایتی خداوند به رسولش(ص) فرمود: «سوره قدر را تلاوت کن که این سوره نسبت(شناسنامه) تو و نسبت اهل بیت تو تا روز قیامت است».

اگر کسی بگوید: چرا امام صادق(ع) شب قدر را بر جده‌اش فاطمه(س) اطلاق کرده؛ در حالی که طبق بیان مزبور شب قدر بودن، به ایشان اختصاص ندارد؛ بلکه هر انسان کاملی می‌تواند مصداق آن باشد؟

در جواب گوییم: اولاً از دیدگاه منطقی، اثبات چیزی نفی غیر آن را نمی‌کند؛ یعنی، اگر بگوییم «شب قدر، فاطمه است»، منافاتی با لیله القدر بودن دیگر مصادیق ندارد. ثانیاً در میان افرادی که مصداق شب قدرند، برای فاطمه(س) امتیازی است که برای هیچ کس آن ویژگی ندارد و آن عبارت از این است که آن حضرت، علاوه بر آنکه خود مصداق لیله القدر است، پدر، همسر و یازده فرزندش همه مصادیق شب قدرند. از این رو حضرت فاطمه(س) همانند شمع جمعی است که دیگران، دور او را گرفته‌اند و جا دارد که از ایشان به صورت برجسته و عنوان «شب قدر» یاد شود.

سوم. بدانیم چرا از انسان کامل به شب قدر تعبیر شده است؟ لفظ «لیله» به معنای شب است و خصوصیت شب خفا و ناپیدایی آن است. شب فانی و منفعل محض است و از خود چیزی ندارد. قدر هم به معنای عظمت، قدرت و فضیلت است و انسان کامل از آن رو که فانی در خداوند است، فانی در حقیقتی است که عین عظمت و قدرت و فضیلت است. از آن جهت که خود است، هیچ است و از آن جهت که نمود آن حقیقت است، همه چیز است؛ پس از او به شب قدر تعبیر شده است. انسان کامل آینة تمام نمای جمال خداوند، خلیفه و وجه الله است. مظهر «بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ»[11] و «عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»[12] است. مصداق «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَکِنَّ اللّهَ رَمَى»[13] است. انسان کامل حقیقتی است که بیعت با او بیعت با خدا است: «إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَّهَ»[14].

همچنین دوستی یا دشمنی با او، دوستی یا دشمنی با خداوند است: «و مَن اَحبَّکم فقد اَحَبَّ الله و مَن اَبغضکم فقد اَبغضَ الله»[15]. از این حقیقت بزرگ، به شب قدر یاد می‌شود: «عن ابی عبدالله علیه السلام قال: انا انزلنا فی لیله القدر؛ «اللیله»، فاطمه و «القدر»، الله فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرک لیله القدر»؛ «امام صادق(ع) می‌فرماید: «لیله، فاطمه و قدر، الله است. هر کس به درستی فاطمه را شناخت، شب قدر را درک کرده است».

البته شب قدر را خدای او و خود «لیله القدر» می‌شناسد و بس؛ اما دیگران به مقدار استعداد و لیاقتشان می‌توانند با برخی از اوصاف و خصوصیات شب قدر- آن هم با هدایت و ارشاد خود او- آشنا شوند. در برخی از روایات آمده است: رسول خدا(ص) خطاب به امام علی(ع) می‌فرماید: «کسی خدا را نشناخت، جز من و تو و کسی مرا نشناخت، جز خدا و تو و تو را نیز کسی نشناخت، جز خدا و من». بنابراین شناخت شب قدر- که همان انسان کامل است- با شناخت خداوند رابطه تنگاتنگی دارد و همان طور که نمی‌توان به حقیقت خداوند و کنه ذات او پی برد، نمی‌توان به حقیقت شب قدر و کنه ذات او دست یافت.

در نیابد حال پخته هیچ خام            پس سخن کوتاه باید والسلام

می‌توان شب قدر را به دو نوع حقیقی و زمانی تقسیم کرد و گفت: لیله القدر حقیقی، وجود طیبة انسان کامل است که دعا و ظرف قرآن؛ بلکه قرآن ناطق است.

از این رو در هر زمان برای آن، بیش از یک مصداق تصور نیست. به عبارت دیگر امام زمان هر عصری، مصداق شب قدر آن دوران است و نظیر ندارد و دومی برایش متصور نیست. اما رضا(ع) می‌فرماید: «الامام واحد دهره و لا یدانیه احد و لا یعادله عالم و لا یوجد منه بدلاً و لا له مثل و لا نظیر»؛ «امام یگانة دهر خویش است و کسی نمی‌تواند تا با او انباز گردد. امام کسی است که هیچ دانشمندی به پایة او نمی‌رسد و احدی نمی‌تواند جایگزین وی شود. امام کسی است که مثل و نیظری برایش متصور نیست». این همان شب قدر حقیقی است.

نتیجه‌گیری

از آنچه گفته شد، روشن می‌شود که لیله القدر سه گونه است:

1.شب قدر حقیقی که تعدد بردار نیست و در هر عصر و زمانی فقط یک مصداق دارد.

2.شب قدر زمانی واقعی که آن هم در هر سال یک زمان خاص است و قابل تعدد و توسعه نیست.

3.شب قدر زمانی اعتباری که با توجه به اختلاف آفاق، قابل توسعه و حتی تعدد است.

باید دانست که درک شب قدر در هر مرتبه‌ای، تلاش متناسب با خود را می‌طلبد اگر لیله القدر را همان امام زمان و حجت خدا معنا کنیم، درک آن در کنار پیروی از خدا و پیامبرش میسور است. انسان مؤمن با جهاد و تلاش، می‌تواند در افق شب قدر حقیقی قرار گیرد؛ چنان که پیامبر اکرم(ص) در حق سلمان فارسی فرمود: «السلمان منا اهل البیت». قرآن کریم هم می‌فرماید: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»[16]؛ «و کسانی که در راه ما کوشیده‌اند، به یقین راه‌های خود را بر آنان می‌نمایانیم و در حقیقت خدا با نیکوکاران است».

اگر شب قدر را زمانی واقعی معنا کنیم- که تعدد بردار و قابل توسعه نباشد- در این صورت درک آن، در کنار پاسداری از شب‌های رمضان میسور است؛ به طوری که با احیای شب‌های متعدد، اطمینان به درک شب قدر حاصل آید و اگر در کنار آن معانی، شب قدر زمانی اعتباری را هم قابل قبول دانستیم. در آن صورت، ما به وظیفه خود در پاسداری از شب قدر احتمالی عمل می‌کنیم، و با امید به رحمت گسترده خداوند متعال؛ انتظار می‌رود که پروردگار مهربان از سر لطف و محبت تمامی آن برکات شب قدر حقیقی و واقعی را- که برای احیاگرانش که با نیت درک آن سر بندگی فرود آورده‌اند- نازل می‌فرماید نصیب ما نیز بگرداند.

اختیار انسان و شب قدر

اگر در شب قدر، مقدرات معین می‌گردد، پس تلاش و اختیار انسان چه معنا دارد؟

اینکه می‌گویند: در شب قدر همة مقدرات تقدیر می‌شود؛ بدین معنا است که قالب معین و اندازة خاص هر پدیده، به طور روشن اندازه‌گیری می‌شود. البته این اندازه‌گیری، بر اساس شرایط و موانعی است که پیش می‌اید و با ملاحظه اختیار و قابلیت انسان شکل می‌گیرد.

با توجه به مقدمة یاد شده، رابطة شب قدر و تعیین سرنوشت بندگان و کردار اختیاری آنان، روشن می‌شود. قدر؛ یعنی، پیوند و شکل گرفتن هر پدیده و هر حادثه با سلسله علل خود و در شب قدر، این پیوند به دقت اندازه‌گیری می‌شود؛ یعنی: اولاً، برای امام هر زمان این پیوند معلوم و تفسیر می‌شود. ثانیاً، رابطة این پدیده‌ها با علل خود روشن می‌گردد.

از یک سو خداوند متعال، بر اساس نظام حکیمانه جهان، چنان مقدر کرده است که بین اشیاء، رابطه‌ای خاص برقرار باشد. برای مثال بین عزت و دفاع از کیان و ذلت و پذیرش ستم... هر کس از کیان خود دفاع کند، عزیز می‌شود و هر کس تسلیم زور و ستم شود، ذلیل می‌گردد! این تقدیر الهی است. مثال دیگر اینکه بین طول عمر و رعایت بهداشت و ترک بعضی از گناهان(مثل قطع صلة رحم و دادن صدقه)، رابطه وجود دارد. بر این اساس هر کس طول عمر می‌خواهد، باید در این قالب قرار گیرد. آن که این شرایط را مهیا کرد، طول عمر می‌یابد و آن که در این امور کوتاهی کرد، عمرش کوتاه می‌گردد. پس در افعال و کردار اختیاری بین عمل و نتیجه- که همان تقدیر الهی است- رابطة مستقیم وجود دارد.

انسان تا زنده است، جاده‌ای دو طرفه در برابرش قرار دارد: یا با حسن اختیار، کمیل بن زیاد نخعی می‌گردد و یا با سوء اختیار حارث بن زیاد نخعی، قاتل فرزندان مسلم می‌شود؛ دو برابر از یک پدر و مادر: یکی سعید و دیگری شقی.

پس تقدیر الهی؛ یعنی، آن که با حسن اختیار خود به جادة مستقیم رفت، کمیل می‌شود و آن که با سوء اختیار خود، به بیراهة گناه و انحراف پا گذاشت، حارث می‌گردد.

از سوی دیگر در شب قدر، معین می‌شود که هر انسان، بر اساس انتخاب و اختیار خود، کدام راه را انتخاب خواهد کرد و با توجه به دعاها، راز و نیازها و تصمیم‌ها، قابلیت چه نعمت‌ها و یا حوادثی را خواهد داشت.

پس بین تقدیر الهی و اختیار آدمی، هیچ منافاتی وجود ندارد؛ زیرا در سلسلة علل و شرایط به ثمر رسیدن کار و ایجاد حادثه، ارادة آدمی یکی از علل و اسباب است. آن که با حسن اختیار خود، کردار نیک انجام می‌دهد یا مخلصانه دعایی می‌خواند، نتیجة آن را در این جهان می‌بیند و آن که بر اثر سوء اختیار گناهی مرتکب می‌شود. نتیجة تلخ آن را می‌چشد.

پس اینکه در شب قدر، امور بندگان- اعم از مرگ و زندگی، ولایت و زیارت و... تقدیر می‌شود، همگی با حفظ علل و شرایط و عدم موانع است و «اختیار» یکی از علت‌ها و شرایط آن به شمار می‌آید. به این جهت سفارش شده، در آن شب به شب زنده‌داری و عبادت و دعا بپردازید، تا این عمل در آن شب خاص- که از هزار شب برتر است- شرایط نزول فیض الهی را فراهم آورد.

نکتة آخر اینکه خداند می‌داند، هر چیزی در زمان و مکان خاص، به چه صورت و با توجه به کدام شرایط و علل تحقق می‌یابد و می‌داند که فلان انسان با اختیار خود، کدام کار را انجام می‌دهد. فعل اختیاری انسان، متعلق علم خداوند است که در شب قدر، حدود آن مشخص می‌شود. این امر با اختیار منافات ندارد و حتی بر آن تأکید می‌کند؛  برای مثال معلم کاردان و مجرب،‌به خوبی می‌داند کدام یک از دانش‌آموزانش، به دلیل تلاش فردی و استعداد لازم، با رتبة بالا قبول می‌شود و کدام یک به دلیل تلاش یا استعداد کمتر، در حد متوسط نمره می‌آورد و یا تجدید می‌شود. علم معلم، از راه دانش او به علت‌ها است و نفی‌کنندة تلاش دانش‌آموزان نیست. در شب قدر همة کردار اختیاری انسان، اندازه‌گیری و قالب‌بندی می‌شود. خدای عالم به علت‌ها، بر اساس نظم موجود در میان اشیای این جهان، برنامه‌ریزی می‌کند و «اختیار» انسان یکی از علت‌های مؤثر است. از این جهت تأکید شده است: شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه مبارک رمضان را به عبادت، دعا و شب‌زنده‌داری مشغول باشیم، تا این اعمال خیر، زمینة آمادگی و توان برتر ما شود و بتوانیم فیض الهی را درک کنیم. اگر عنصر اختیار در میان نبود و هر چه ما می‌کردیم در سرنوشت ما تأثیر نداشت، هیچ دلیلی بر این همه تأکید بر شب زنده‌داری و عبادت نبود.

اعمال شب قدر

برای شب قدر و انجام دادن بهترین کارها، چه توصیه عملی دارید؟

یک. توجه به اهمیت شب قدر

خداوند متعال در قرآن مجید، خطاب به رسول گرامی اسلام دربارة ماه مبارک رمضان می‌فرماید: «ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم؛ ولی تو چه می‌دانی که شب قدر چیست؟ در فضیلت شب قدر همین بس که با فضیلت‌تر از هزار ماه است» و این تشبیه، حاکی از برابری؛ بلکه برتری یک شب با یک عمر است و خود عدد هزار، نشان از کثرت و مبالغه در عظمت و شأن دارد.

در شب قدر، سرنوشت انسان رقم زده می‌شود و اگر کسی این را بداند، مراقبت بیشتری در استفاده صحیح از این فرصت گران‌بها خواهد کرد.

دو. توبه

از بهترین کارها در این شب، توبه است؛ اگر چه توبه همیشه پسندیده است. خداوند متعال با صراحت می‌فرماید: «إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»[17]؛ «همانا خداوند توبه‌کاران را دوست دارد».

پیامبر اکرم(ص) فرمود: «آدمیان خطا می‌کنند و بهترین خطاکاران توبه‌کنندگان‌اند».

شهید مطهری درباره ماه مبارک رمضان می‌گوید: «به خدا قسم! یک روز(ماه رمضان) یک روز است، یک ساعتش یک ساعت است. یک شب را اگر به تأخیر بیندازیم، اشتباه می‌کنیم! نگویی فردا شب، شب بیست و سوم ماه رمضان است. یکی از شب‌های قدر است و برای توبه بهتر است! نه، همین امشب از فردا شب، بهتر است. همین ساعت از یک ساعت بعد بهتر است. هر لحظه از لحظة بعدش بهتر است. عبادت بدون توبه قبول نیست، اول باید توبه کرد. گفت: شست و شویی کن و آن گه به خرابات خرام».

توبه مراحلی و منازلی دارد و اولین قدم آن، «پشیمانی از کارهای نادرست گذشته» است؛ به طوری که نخواهد به آن راه برگردد و از اینکه رفتارهای گذشته را تکرار کند، تنفر داشته باشد.

حضرت حق می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا»[18]. توبه نصوح؛ یعنی، توبه‌ای بدون بازگشت به گذشته.

سه. دعا

بنده‌ای که از بیراهه به راه و از گمراهی به نور راه یافته و به منزل یار رسیده است؛ شایسته است که او را صدا بزند و با او ارتباط برقرار کند. «دعا» ارتباط با خداوند است و ذکرها و تسبیحات و مناجات‌ها شرح حال نیازمندِ درگاه خدا و شیفتة گفت و گو با پروردگار است. دعا اگر بیان حال نباشد، دعا نیست.

زندگی به گونه‌ای است که خواه ناخواه، توجه انسان را به امور مادی جلب می‌کند؛ اما انسان برای تقرب به خدا آفریده شده است و باید از تمام جوانب زندگی، برای نیل به این مقصود بهره گیرد. یکی از بهترین راه‌ها برای این منظور، آن است که هر روز، لحظاتی از عمر خود را صرف توجه خالص به بارگاه الهی کند.

«حقیقت دعا»، توجه به بارگاه حضرت معبود است و برای مؤمنان نوعی معراج روحی و معنوی به حساب می‌آید. دعا تنها بر زبان آوردن پاره‌ای کلمات نیست. حقیقت و روح دعا، توجه قلبی انسان به خداوند توانا و مهربان است و کارآیی این توجه، به میزان معرفت و محبت انسان به خداوند بستگی دارد.

حقیقت دعا، چیزی جز عبادت نیست و حتی به دلیل توجه بیشتر به خداوند در آن، شاید بر بسیاری از اعمال دیگر ترجیح داشته باشد. در روایتی از پیامبر(ص) نقل شده است: «الدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَهِ»؛ «دعا به منزلة مغز عبادت است».

کسی که دست خویش را به درگاه الهی بالا می‌برد، پیشانی بر خاک می‌ساید، اشک از دیدگان سرازیر می‌کند، با دعای خود از او حاجت می‌خواهد، نهایت شکستگی و عجز خود را نشان می‌دهد و در واقع، اعتراف به بندگی و اعلام تسلیم در برابر اراده و فرمان خداوند است.

پس حقیقت دعا چیزی جز عبادت نیست؛ بلکه بالاترین عبادت و به تبیر حدیث شریف «مغز» تمام عبادات است.

چهار. استغفار

حداقل یکصد استغفار در شب‌های قدر وارد شده است.

پنج. تلاوت قرآن

از آنجایی که شب قدر، شب نزول قرآن است، بهترین عهدنامه با پروردگار، تلاوت قرآن کریم است. از این رو خواندن با تأمل و تدبر در همه اوقات- به خصوص چنین شب‌هایی- بسیار مناسب است.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ»[19]؛ «هر چه از قرآن میسر می‌شود، بخوانید».

شش. شب زنده‌داری

تمام این برکات و فیض‌ها، در پرتو شب زنده‌داری و احیای شب قدر، قابل دستیابی است؛ به ویژه اگر در مسجد به میزبانی خدا و در میان دیگر بندگان پاک خداوند انجام گیرد.

امام باقر(ع) فرمود: «هر که در شب قدر احیا کند، گناهانش آمرزیده می‌شود؛ اگر چه به عدد ستارگان آسمان باشد».

هفتم. معرفت‌یابی و خودشناسی

پس از غنیمت شمردن فرصت‌ها و بازنگری در افکار و اعمال خود و عزم جدی بر ترک گناهان و... دل‌ها، آماده شناخت هر چه بیشتر و دریافت‌های شهودی می‌گردد. چه اینکه:

یکم. به فرموده امام علی(ع): معرفت، مایة نورانیت دل، باعث رسیدن انسان به مقام رستگاری و مقام قدسی و دلیل بر فضیلت انسان است و اولین و مهم‌ترین رکن ایمان، شناخت خداوند است.

دوم. در بین معارف، والاترین آنها، شناخت خداوند سبحان است.

سوم. شناخت حقیقی خدا، انسان را به مقام شامخ خلافت الهی نایل می‌کند؛ آن چنان که مظهر اسمای او می‌گردد.

البته خودشناسی، مقدمه چنین معرفتی است «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» و اگر کسی خودش را نشناسد- که از کجا آمده و برای چه آمده است و به کجا خواهد رفت- چگونه ممکن است خدا را بشناسد.

در بعضی از روایات آمده است: «خودشناس، سودمندترین معارف است»؛ این بدان جهت است که شخص مراقب خود خواهد بود و زندگی خود را بر مبنای صحیحی استوار و برای نیل به سعادت بزرگ برنامه‌ریزی خواهد کرد.

(منبع: پرسش‌ها و پاسخ‌های برگزیده(ویژه ماه مبارک رمضان)/ تنظیم و نظارت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها، معاونت آموزش و تبلیغ- اداره مشاوره و پاسخ-قم: دفتر نشر معارف-1385)



[1] - اعلی، آیة 3

[2] - دخان، آیه 3

[3] - همان، آیه 4

[4] - بقره، آیة 185

[5] - قدر، آیة 3

[6] - قدر، آیه 1

[7] - همان، آیه 2

[8] - همان، آیه 3

[9] - همان، آیه 4

[10] - همان، آیه 5

[11] - بقره، آیه 29

[12] - همان، آیه 20

[13] - انفال، آیه 17

[14] - فتح، آیة 10

[15] - مفاتیح الجنان، زیارت جامعة کبیر

[16] - عنکبوت، آیة 69

[17] - بقره، آیه 222

[18] - تحریم، آیه 8

[19] - مزمل، آیه 20


 
comment نظرات ()