کتابخانه مهدیه نقنه

مسجد صاحب الزمان(عج) نقنه

انتظار
نویسنده : - ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۳
 

بیا که باز دلم در غمِ تو زار، گریست

وَ چشمِ طاقتم از دردِ انتظار، گریست

در انتظارِ تو ای گل نه چشمِ ما، تنهاست

که در هِزار چمن چشمِ صد هَزار[1]، گریست



[1] - هَزار: هزاردستان، بلبل


چنان ز دردِ فراقِ تو رود[1] می‌نالید

که کوه چهره خراشید و آبشار، گریست

مگر حکایتِ هجرِ تو گفت نی به نوا؟

که چشمِ ابر هم از طولِ شامِ تار، گریست

نهان چرا کنم این گریه‌هایِ طاقت‌سوز؟

که جانِ ندبه کنانِ تو آشکار، گریست

ز جورِ لشکرِ بیداد و دادخواهیِ خلق

بیا ببین که بهر گوشه بی‌شمار، گریست

ز تیرِ طعنه ناباورانِ کافرکیش

هزار چشمة خون، چشمِ ذوالفقار، گریست

اگر نه رویِ تو در حِدّ چشم ابریِ ماست

«چمن» به بویِ تو ای روحِ نوبهار، گریست

(منبع: شعر عترت/ سرودة محمدرضا یاسری-تهران: سوره مهر-1384)



[1] - رود: با ایهام به دو معنی، رودخانه و نوعی ساز


 
comment نظرات ()