کتابخانه مهدیه نقنه

مسجد صاحب الزمان(عج) نقنه

فتنه
نویسنده : - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳۱
 

فتنه یکی از گناهانی است که طبق کتب آن را «ما هو اعظم من احدی الکبائر الثابته» نام برده‌اند، یعنی  از یکی از گناهان کبیره است یا اینکه در قرآن مجید بزرگ بودنش را از یکی از گناهان کبیره ثابت کرده باشد و که فتنه یکی از آن‌ها است که در قرآن آن را صریحاً سخت‌تر و بزرگ‌تر از کشتن می‌داند و


چون کشتن انسانی را به ناحقّ مسلّماً کبیره است پس کبیره بودن فتنه هم مسلّم است چون از کشتن بزرگ‌تراست.

در کتاب اسلام و صلح جهانی تألیف سیّد قطب صحفه 56 می‌نویسد:

تنها جنگی را که اسلام مشروع دانسته و آنرا لازم می‌دارد جنگی است که برای اعلای کلمة خدا باشد و مقصود از کلمة خدا حقیقتی است که با ناموس وسنّت خلل ناپذیری که برای جهان آفرینش و انسان قرار داده شده موافقت دارد.

سابقاً گفتیم همبستگی در طبیعت جهان آفرینش و همکاری در زندگی افراد بشر دو قانونی هستند که خداوند آن‌ها را برای ادامة زندگی می‌خواهد آن نظم متناسبی که در ساختمان جهان آفرینش به کار برده شده و مانع فساد و از هم گسستگی عالم است و زندگی نیروئی بخشیده که همواره به طرف ترقّی و تکامل پیش می‌رود و تعاون و همکاری را ک موجب برقراری خیر عمومی برای جمیع افراد در طول تاریخ است برقرار می‌سازد.

اسلام برای هدایت تمام این مردم آمده است بنابراین از آثار «کلمة خدا» و «ارادة» این است که این خیر عمومی را که اسلام آورده به جمیع مردم برساند و از هر گونه عواملی که بین مردم و آن حائل شود جلوگیری نمایداز این جهت چنانچه کسی بخواهد سنگ اره وصول این خیر عمومی نسبت به مردم شود و با نیرو و قدرت بین مردم وآن، حائل گردد چنین کسی دشمن خدا و متجاوز به کلمة خدا و ارادة عمومی او است و بایستی ازراه دعوت و تبلیغ این خار سر راه را برداشت و دوباره کلمة خدارا تحقّق بخشید البته منظور این نیست که اسلام را به زور به آن‌ها به قبولانیم بلکه منظور آزادی فکر واطّلاعات که موجب هدایت و رسیدن به خیر عمومی است که به آنها داده شود تا در نتیجه آنها هم هدایت شوند و گرنه اسلام هیچ کس را مجبور نمی‌کندکه در مقابل او سر تسلیم فرو آورد و جبراً به آن معتقد شود «لا اکراه فی الدین» بلکه کسانی را که در سر راهش قرار دارند و مردم را از طریق حقّ منحرف می‌کنند مانند خار از سر راه دور می‌کند «و قاتلوهم حتّی تکون فتنه و یکون الدّین کلّه لله» یعنی با آنها کار زار کنید تا فتنه نماند و دین یکسره خاصّ خدا شود.اسلام برای این آمده که عدالت را در سراسر روی زمین بگستراند و عدالت اجتماعی، عدالت قانونگذاری و عدالت بین المللی در میان جامعه بشریّت بر‌پا دارد بنابراین هر‌گاه کسی راه ظلم را پیش گیرد و از داد‌گری دور گزیند بر     ‌مسلمان‌ها لازم است با او برای اعلای کلمة توحید بجنگند هر چند او مسلمان باشد...     (پایان نقل از کتاب اسلام و صلح جهانی)

در سوره البروج آیة 10 می‌فرماید: «کسانی که مردان و زنان با ایمان را در فتنه اندازند و از این گناه هم توبه نکنند پس برایشان عذاب دوزخ و آتش سوزان است».

پیغمبر اکرم «صلی الله علیه و آله» می‌فرماید: سعی کننده در فتنه (فتنه انگیز) به خدای بزرگ کافر شده هر چند مسلمان باشد.(جهاد وسائل باب48 حدیث14)

معنی فتنه

هر چند لغت فتنه به اعتبار موارد استعمال آن بیش از ده معنی ذکر کرده‌اند لکن مراد از فتنه در اینجا همان معنای عرفی است که از اطلاق آن متبادر می‌شود و آن آشوب کردن و سلب آسایش و آزادی و امنیّت از فرد یا جمعیّتی نمودن است و دو نفر یا بیشتر را  به هم انداختن و ایجاد دو دستگی کردن و مردم را در شکنجه و آزار قرار دادن است.

فتنه یا در امور دینی است یا دنیوی- فتنة دینی هم چند قسم است گاهی شخص سعی می‌کند مردم را گمراه سازد و نگذارد دین حقّ را بپذیرند و با القاء شبهات و شکوک در این راه بوسیله زبان و قلم می‌کوشد و گاهی بوسیله اذیّت کردن و شکنجة کسانی را که دین را پذیرفته‌اند مانع قبول کردن دیگران می‌شوند مانند معاملة مشرکین مکّه و مسلمانان صدر اسلام و مانند معامله معاویه علیه الهاویه با شیعیان حضرت امیر المؤمنین«علیه السلام».

بنی امیه بد‌ترین فتنه‌ها

حضرت امیر المؤمنین «علیه السلام» در ضمن خطبة نهج البلاغه می‌فرماید: جز این نیست که ترسناکترین فتنه‌ها نزد من بر شما فتنة بنی امیه است ( به جهت شدّت و طول مدّت آن و از بین رفتن قوانین دینی به سبب آن) به درستی که آن فتنه‌ای است تاریک و کور (که هدایتی در آن بر جادّة شرع نیست مانند کور در طریق خود) تاریک کننده بر اهل دنیا که بهرة آن عامّ است یعنی شرّش به همه می‌رسدو بلیّة آن خاصّ است (بر خواصّ اهل تقوی و ایمان خصوصاً بر اهلبیت پیغمبر «صلی الله علیه و آله» چه، بزرگتر از آن یا شکست خبر می‌داد آنرا فاش می‌کردند و این خود باعث ناراحتی و مفسده

بود و این آیه فاش کردن آنچه را که در افشاء آن مفسده است. مذمّت می‌فرمایند. فتنه‌ای نمی‌تواند بود که هتک حرمت رسول خدا «صلی الله علیه وآله»  کردند حسن و حسین «علیهما السلام» را با یارانشان شهید و کعبه را خراب و مهاجر و انصار را در مدینه کشتار کردند و قریب هشتاد سال بر منبر‌ها و مناره‌ها به امیر المؤمنین ناسزا گفتند و تسلّط حجّاج لعین بر ریختن خون مظلومان‌ ‌  ‌و...) وهر کس به دیده بصیرت و عبرت در آن نگریست و آن را فتنه دانست و از آن فرار کرد گفتار شد و هر کس از دیدن فتنه بودنش کور شد و به آنها نزدیک گردید از آزارشان در امان شد. (نهج البلاغه خطبه10)                                             

به شهادت تاریخ از صدر اسلام تا این زمان در هر قرنی فتنه‌هائی در عالم اسلام بر پا شده و البتّه  پیدا شدن این فتنه‌ها برای آزمایش خلق و ظاهر شدن صدق و کذب ادّعا کنندگان اسلام و جدا شدن خبیث از طیّب وسعادت نیکبختان و شقاوت بدبختان است و این موضوع در چند جای قرآن مجید یادآوری شده از آن جمله در سورة العنکبوت می‌فرماید: «احسب النّاس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون» آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم رها کرده می‌شوند و امتحان نمی‌شوند؟در قرن اخیر در بین فتنه‌هائی که واقع شده از همه سخت تر فتنه شیو عیّه (توده گری) و فتنه طرفداران مادّیگری و شهوترانی و انکار دیانت و روحانیّت است که سیل آسا از اروپا و آمریکابه سوی ممالک اسلامی سرازیر و بنیان عقیده به مبد‌أ و معاد را از دلها کنده و به جایش نهال خبیث مادیگری و شهوترانی و خودپرستی و دنیا طلبی را غرس کردند و مسلمانان این دوره را مصداق حقیقی آیة شریفه «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه و اتّبعوا الشهوات فسوف یلقون غیّاً» قرار دادند یعنی به جای مردمان با ایمان سابق مردمانی آمدند که نماز را ترک کردند و شهوترانی را پیشة خود ساختند و زود است که آثار گمراهی و هلاکت خود را ببینند.و با لجمله انسانیّت و معنویّت را از بین جامعه بشری برداشته و همه را از یاد خدا و آخرت باز داشتند و به انواع شهوات و فسق و فجور سرگرم کردند به طوری که از اسلام تنها اسمی باقی مانده چنانچه پیغمبر اکرم «صلی الله علیه و آله» خبرداد و پس از بررسی حال اجتماع کنونی دانسته می‌شود صفات کمال انسانی از میانشان برداشته شده و خوی حیوانی و شیطانی در آنها جای گرفته مثلاً صفت حیا‌ء که یکی از صفات عالی انسان است و جلوگیری کنندة از هزاران مفاسد و تأمین کننده عفّت عمومی است از بینشان برداشته شده و بی‌حیائی و هتّاکی جای آنرا گرفته است و همچنین رعایت حقوق مخصوصاً حقّ والدین که از لوازم اجتماع بشری است و فوق العاده مورد عنایت دیانت است از بین رفته و در برابر، تضییع حقّ و کفران نعمت و نادیده گرفتن احسان و به خدمت دیگری، جای گرفته است.تعاون و همکاری و همبستگی و حسّ عاطفه و رحم و مهر ورزی و خیرخواهی و گذشت و مانند اینها که نظام حیات دنیا و سعادت عقبی بستگی تمام به آن دارد از بین رفته و در برابر، خودبینی و خودخواهی و سخت دلی و بی مهری و راحت خود و زحمتدیگر طلبیو مانند اینها جایگزین شده و همچنین صدق در گفتار و کردار از تمام طبقات بر داشته شده و به جایش دروغ و خدعه و غشّ و کلاهبرداری و حقّه بازی جا گرفته است چنانچه می‌بینید صاحبان هر جنسی چه تقلّبهائی در جنس خود می‌کنند و آن را به عنوان جنس صحیح در معرض فروش می‌گذارند و برای رسیدن به مال و تأمین وسائل مادّی خود از هیچ خیانت و جنایتی باکی ندارند چنانچه مکرّر واقع شده که خوراک مسموم را در معرض فروش آورده و جان هم‌نوع خود را به خطر انداخته است.

از دامهای مؤسّسین و مروّجین این فتنه، تضعیف و از بین بردن روحانیّت اجتماع است و بزرگترین وسیله ایشان ایجاد حسّ بدبینی و سخریّه نسبت به دیانت در بین اجتماع خصوصاً نسل جوان و سعی در ایجاد فاصله بین اجتماع و آنها است تا از مقامات عالیة دیانت و صفات کمالیّه انسانیّت و نشانه‌ها و آثار آدمیّت چیزی نشنوند و حقایق را درک نکنند و آنها را کور و کر وارد منجلاب فساد کرده به عنوان کثافات شهوات سرگرم نمایند و بزرگترین حربة آنها در این هدف حربة اتّهام است گاهی آنها را بی‌خبر از اوضاع جهان و از تمدّن می‌خوانند و زمانی ایشان را مانع ترقّی اجتماع می‌نامند. گاهی می‌گویند دنیا طلب و ریاست خواهند چون ترقّی اجتماع مانع ریاستشان است جلو‌گیری می‌کنند و غیر اینها از انواع اتّهامات و بر هیچ مسلمان فهمیده‌ای پوشیده نیست که تمام اینها صرف اتّهام و از واقع و حقیقت عاری است.

بدعت و جاسوسی                                                 

از جمله فتنه‌های دینی بدعت گذاردن در دین است کسانی که طریقة تازه درا سلام احداث نموده ومسلمانان را متفرّق ساختند و سبب پیدایش هزاران فتنه و فساد در عالم اسلام گر دیدند بد ترین فتنه انگیزانند.

از جمله فتنه دینی، جاسوسی برای کفّار است نسبت به چیز‌هائی که باید بین مسلمانان پنهان باشد چنانچه در سورة نساء درباره منافقین می‌فرماید: «هرگاه به آنها مطلبی راجع به امنیّت و ناامنی برسد آنرا فاش می‌کنند».

مجلسی از بیضاوی در معنی آیه نقل کرده یعنی چیزهائی که مایة امن و یا خوف باشد آنرا فاش می‌کنند برخی از مسلمانان سست نهاد شیوه‌شان چنین بود که چون خبری از قشون اعزامی رسول خدا «صلی الله علیه و آله» به آنها می‌رسید یا پیغمبر «صلی الله علیه و آله» آنها را از وحی الهی نسبت به پیروزی فاش کردن اسرار شیعیان و احادیث مشکل همچنین است نقل کردن اسرار شیعیان که از ائمه به ایشان رسیده برای مخالفا ن که موجب رسیدن زیان و آزار به مؤمنین می‌گردد و خلاصه تقیّه نکردن در جائی که تقیّه واجب باشد.

علّامه مجلسی می‌فرماید: شاید فاش کردن بعضی مشکلات علوم برای مردمی که عقلشان به آن نمی‌رسد در حکم افشاءاسرار باشد. (اصول کافی باب الا‌ذاعه)    

حضرت صادق «علیه السلام» می‌فرماید: هر کس حدیث ما را فاش کند خدا ایمانش را می‌برد و ما را به خطا نکشته بلکه از عمد کشته است. (اصول کافی

و نیز در معنی آیه «پیغمبران را به نا حقّ می‌کشند» فرمود به خدا که آنها را با شمشیر خود نکشتند ولی راز آنها را فاش کردند و شهرت دادند تا کشته شدند. (اصول کافی)

پراکندگی جماعات دینی

از جمله فتنة دینی است جمعی را که با هم یک دل و یک جهت متوّجه خدا و به یاد پیغمبر و امام خود هستند بین آنها جدائی انداختن و ایشان را متشتّت و متفرق ساختن یا با زور یا با القاء شبهه و بدبینی بین مأمومین نسبت به امام جماعت و پیشوای دینی یا مأمومینرا نسبت به یکدیگر و خلاصه اتّحاد قلوب را که موجب هر خیری است و مقصود شارع مقدّس است مبدّل کردن به تناکر و جدائی که موجب هر شرّی است و مبغوض شارع مقدّس است. 

گناه فتنه از قتل بزرگتر است

چناچکه اشاره شد گناه فتنه دینی از قتل نفس به نصّ قرآن مجید بزرگتر است زیرا قتل نفس تنها از بین بردن حیات موّقت و عاریة دنیوی و در حقیقت خلاصی از شرور و آفات این عالم است ولی فتنه دینی سبب قطع حیات ابدی و بی بهره شدن از نعمتهای جاودانی است و همان اندازه که عالم آخرت از دنیا بزرگتر و مهتر است بلکه قابل قیاس نیست همچنین قتنه دینی هم از قتل نفس بزرگتر و مهتر می‌باشد.

قتلی که از سر بریدن بدتر است

حضرت سجاد «علیه السلام» می‌فرماید: آیا شما را از کشتنی که از سر بریدن بدتر است خبر بدهم گفتند بلی فرمود: آنکه کسی را بکشد و هلاک کند به هلاکت همیشگی گفتند آن چیست؟ فرمود: او را گمراه کند از اعتقاد به نبوّت حضرت محمد «صلی الله علیه و آله» و ولا‌یت علی «علیه السلام» و او را وادار راه غیر خدا و پیروی از طریقة دشمنان علی «علیه السلام» به طوری که آنها را (دشمنان علی «علیه السلام» را) امام خود بداند و منکر امامت و فضیلت آن حضرت شود پس این است همان کشتنی که مقتول بدبخت را همیشه در دوزخ قرار می‌دهد و جزای کشنده او هم جاودان بودن در آتش است.

(تفسیر علیّ بن ابرهیم قمّی)  

فتنة دنیوی

فتنه دنیوی از قتل بدتر است زیرا اوّلاً کسی که آتش فتنه را بر می‌افروزد و عدّه‌ای را به آن آتش می‌سوزاند به طوری آنها را ناراحت و در شکنجه می‌اندازد که هر روزی برایشان قتل است و خلاصه اگر آنها را یکدفعه کشته بود راحت تر بودند و ثانیاً غالب فتنه ها منجرّ به قتلها و ملحقات آن یعنی زخم زدن و ناقص کردن اعضاء می‌گردد. و شهید میفرماید کشتن ناحق گناه کبیره است و در حکم قتل نفس است جنایت رساندن به اعضاء بدن( مانند دست پا چشم و غیره) البته هر فتنه ای که مفسده و ضررش بیشتر باشد گناهش نیز بزرگتر است.

فتنه بر کفر وشرک نیز تفسیر شده

بیشتر مفسرین در آیات مذکور به کفر وشرک تفسیر کرده اند و در روایتی که از حضرت باقر «علیه السلام» در تفسیر آیه « حتّی لا تکون فتنه» رسیده فتنه را شرک معنی فرمودند و این معنی متبادر و ظاهر از فتنه گذشت منافاتی ندارد چون ظاهراً مراد از روایات و کلمات مفسرّین بیان سبب فتنه است زیرا هیچ فتنه‌ای نه دینی و نه دنیوی از مؤمن حقیقی صادر نخواهد شد چنانچه حضرت امیر المؤمنین در صفات متّقین می‌فرماید: خوبی از ایشان امید داشته و بدی از آنها ایمن است.یعنی کسی که نور ایمان در قلبش داخل شده مردم همه از شرش در امانند پس فتنه انگیز یا کافر ومشرک باطنی و ظاهری است یا اگر مسلمان باشد هنوز از ظلمات کفر و مراتب شرک خلاص نشده و دلش به نور ایمان منور نگردیده است.

جاسوسی برای ظالم

ازموارد مسلم فتنه جاسوسی کردن برای حکام و ظلمه است و بزرگی مفسده و خطر آن و اکبر بودنش از قتل پر ظاهر است که یک جاسوسی و فتنه انگیزی ممکن است سبب چه قتلها و جنایتها که شود مانند معقل جاسوس ابن زیاد لعین که سبب گرفتاری و کشته شدن حضرت مسلم و هانی ابن عروه گردید بلکه فجایع کربلا و پس از آن مستند به فتنه این جاسوس ملعون است.   

منبع : گناهان کبیره(باب فتنه) اثرماندگار شهید دستغیب  


 
comment نظرات ()