کتابخانه مهدیه نقنه

مسجد صاحب الزمان(عج) نقنه

سرگذشت نامه- حضرت فاطمه(س)- (معصوم سوم)
نویسنده : - ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٠
 

مقام: سیده النساء العالمین

نام: فاطمه(س)

لقب معروف: زهرا(س)

کنیه: ام الائمه

نام پدر: محمد(ص)

نام مادر: خدیجه(س) بنت خویلد

روز و ماه ولادت: 20 جمادی الثانی

سال ولادت: 5 بعثت

مدت عمر: 18 سال

روز و ماه شهادت: (به روایتی) 3 جمادی الثانی

سال شهادت: 11 هجری

قاتل: قنفذ

محل دفن: مدینه

تعداد فرزندان: 3 پسر و 2 دختر

مختصری از زندگینامة حضرت فاطمه(س)

حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر(ص) از همسرش خدیجه کبری(س) می‌باشد. ولادت حضرت فاطمه(س) را روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت در مکه ذکر کرده‌اند. شیخ کلینی به سند صحیح از حضرت امام محمدباقر(ع) روایت کرده است که ولادت آن بانو پنج سال بعد از بعثت رسول خدا(ص) واقع شد و


سن شریف آن حضرت در هنگام وفات نیز هجده سال و هفتاد و پنج روز بوده است. او هشت سال در مکه و ده سال در مدینه با پدر خود زندگی کرد و پس از رحلت پیامبر(ص) هفتاد و پنج یا نود و پنج روز در قید حیات بود. حضرت فاطمه(س) 5 ساله بود که مادر گرامی خود را از دست داد و در همان ایام نیز با فقدان بزرگترین حامی پدر، یعنی حضرت ابوطالب روبه‌رو گشت و این دو حادثه ناگوار، روح و روان او را آزرد و در عین حال، عواطف و محبت‌های پدر را بیش از پیش به خود جلب کرد و از آنجا که کارهای خانه بر دوش او قرار گرفت، در قلمرو زندگی پخته‌تر و آبدیده‌تر شد. در سن هشت سالگی، زمانی که پدر بزرگوارش مکه را به عزم مهاجرت به مدینه ترک نمود، حضرت فاطمه(س) به همراه دو نفر از زنان مسلمان که در تاریخ به نام فواطم معروفند، به مدینه پا نهاد. برای آن حضرت القاب زیادی ذکر کرده اند که از آن جمله است: صدیقه، راضیه، مرضیه، زهرا، بتول، عذرا، مبارکه و طاهره و کنیه‌های ایشان ام الحسن، ام الحسنین و ام الائمه و ام ابیهاست یعنی مادر پدرش، که نشان دهندة علاقة بسیار زیاد فاطمه(س) به پدر بزرگوارش می‌باشد و اینکه با همة کمیِ سن، از آغاز کودکی، پناهگاه معنوی و تکیه‌گاه روحی بعد از خداوند متعال، برای پدر بزرگوارش بوده است.

پیشرفت اسلام و گسترش آئین توحیدی و بالا رفتن عظمت ظاهری پیامبر(ص) در میان قبایل، سران عرب را بر آن داشت که با پیامبر(ص) رابطة خویش برقرار نمایند و با دختری که در خانه داشت، ازدواج کنند. اما حضرت فاطمه(س) به خوبی می‌دانست که مسئله ازدواج، زندگی دو جسم کنار هم نیست، بلکه الفت دو روح است که باید همسو باشند. از این رو در انتظار بود که خواستگاری همسو با روحیات وی به سراغ او بیاید، تا این که حضرت علی(ع) این درخواست را با پیامبر(ص) در میان گذارد و پذیرفته شد و ازدواج این دو بزرگوار در کمال سادگی صورت گرفت. فاطمة زهرا(س) وارث صفات بارز مادر بزرگوارش خدیجه(س) بود و در سجایای ملکوتی وارث پدر و همسری دلسوز و مهربان و فداکار برای شوهرش علی(ع) بود. در لوح دلش جز خداپرستی و عبادت خالق متعال و دوستداری پیامبر(ص) نقشی نبسته و از ناپاکی دوران جاهلیت و بت‌پرستی به دور بود. او 9 سال در خانه پر صفای پدر و 9 سال دیگر را در کنار شوهرش، دوش به دوش وی در نشر تعلیمات اسلام و خدمات اجتماعی و کار طاقت‌فرسای خانه، زندگی کرد و اوقاتش به ترتیب فرزند و عبادت پروردگار می‌گذشت. حضرت فاطمه(س) علاوه بر اینکه به اهل خانه و آسایش شوهر و پرورش فرزندان توجه می‌کرد، آنچه را در بیرون خانه می‌گذشت نیز مورد توجه قرار می‌داد و از حق خود و شوهر خود دفاع می‌نمود. شیخ طوسی از ابن عباس روایت کرده است هنگامی که وفات پیامبر(ص) نزدیک شد، آنقدر گریست که آب دیده‌اش بر ریش مبارکش جاری گشت گفتند یا رسول‌الله سبب گریه شما چیست؟ فرمود گریه می‌کنم برای فرزندان خود و آنچه بعد از من بدان امت من نسبت به ایشان روا خواهند داشت. گویا می‌بینم فاطمه دختر خود را که بر او ستم کرده باشند و او ندا می‌کند یا ابتاه یا ابتاه و کسی از امت من او را یاری نمی‌کند. چون فاطمه(س) این سخنان را شنید، گریست و پیامبر(ص) فرمود دخترم گریه مکن. فاطمه(س) گفت برای آنچه بعد از تو با من روا می‌دارند گریه نمی‌کنم، بلکه از مفارقت تو می‌گویم. حضرت فرمود: بشارت باد بر تو ای دخترم که زود به من می‌پیوندی و تو اولین کسی خواهی بود از اهل بیت من که به من ملحق می‌شود. حضرت فاطمه(س) سرانجام در سن 18 سالگی در سال یازدهم هجرت، بعد از بیماری ممتدی که معلول بی مهری‌های امت و حملة گروهی از دنیا طلبان به خانه او بود، جان به جان آفرین تسلیم نمود و به تعبیر امام صادق(ع) جام شهادت نوشید.

فضائل و مناقب حضرت فاطمه(س)

در فضیلت حضرت فاطمه(س) همین بس که اساس شجرة ولایت بود و یازده امام از نسل او به وجود آمد. فاطمه زهرا(س) نزدیکترین و محبوب‌ترین افراد به پیامبر(ص) بود و رسول خدا(ص) او را بسیار دوست می‌داشت و مکرر می‌فرمود: او سرور بانوان جهان و اهل بهشت است. او سرور زنان مدینه و سرور زنان این امت است و اینها عالی‌ترین مناقب برای دختر پیامبر اکرم(ص) است. زمانی در مدینه، قحطی رخ داد و حضرت فاطمه(س) دو قرص نان تازه و قطعه‌ای گوشت پخته برای پدرش فرستاد که بوی عطر آن متصاعد بود. چون رسول خدا(ص) آن را دید، نزد فرزندش آمد و فرمود: این غذا را از کجا آوردی؟ فاطمه(س) گفت از جانب پروردگار نازل شده است. پیامبر(ص) سر بلند کرد و گفت: سپاس خداوندی را که دخترم فاطمه را شبیه سرور زنان بنی‌اسرائیل قرار داده و برای او مائده نازل فرموده است. آنگاه خود و علی(ع) و حسنین(ع) بر سر مائدة فاطمه نشستند و خوردند و به همسایگان و مسکینان نیز بخشودند. ابن بابویه به سند معتبر از حضرت امام حسن(ع) روایت کرده است که فرمود: در شب جمعه مادرم فاطمه(س) در محراب خود ایستاد و مشغول عبادت خداوند گردید و پیوسته در رکوع و سجود و قیام و دعا بود و تا صبح طلوع کرد، شنیدم که برای مؤمنین و مؤمنان دعای بسیار می‌کرد و آنان را نام می‌برد و برای خود دعایی نمی‌کرد. گفتم ای مادر چرا برای خود دعا نکردی؟ فرمود فرزندم اول همسایه را باید رسید و آخر خود را «یا بُنَیَّ الجّارْ ثُمَّ الدّارْ».

از حسن بصری نقل شده است که می‌گفت حضرت فاطمه(س) عابدترین افراد امت بود و در عبادت حق تعالی آنقدر بر پا می‌ایستاد که پاهای مبارکش ورم می‌کرد. وقتی پیامبر(ص) به او فرمود چه چیز برای زن نیکوتر است؟ فاطمه(س) گفت: آنکه مردی(نامحرمی) او را نبیند. پس حضرت نور دیدة خود را در آغوش گرفت و او را ستود. از حضرت پیامبر(ص) روایت است که فرمود: بهترین زنان عالم چهار تن می‌باشند: آسیه زن فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد و بهترین ایشان فاطمه است.

ازدواج حضرت فاطمه(س) با حضرت علی(ع)

بسیاری از یاران و کسانی که خود را به پیغمبر(ص) نزدیک احساس می‌کردند، به وصلت با فاطمه(س) چشم داشتند و این آرزو را در دل می‌پروراندند. نوشته‌اند پس از آنکه به همة خواستگارها جواب رد داده شد، عده‌ای از اصحاب به حضرت علی(ع) گفند چرا برای ازدواج با دختر پیامبر اقدام نمی‌کنی؟ حضرت علی(ع) فرمود چیزی ندارم که برای این منظور قدم پیش گذارم و آنان می‌گفتند پیغمبر از تو چیزی نمی‌خواهد. سرانجام حضرت علی(ع) زمینه را برای طرح این درخواست آماده دید و روزی به خانة رسول اکرم(ص) رفت، اما شدت حیا مانع از ابراز مقصود شد. تا اینکه پیامبر اکرم(ص) از علی(ع) پرسید آیا حاجتی داری؟ علی(ع) گفت: آری. پیامبر(ص) فرمود شاید برای خواستگاری زهرا آمده‌ای؟ علی(ع) عرض کرد آری. پیامبر(ص) می‌بایست این پیشنهاد را با دختر گرامی‌اش نیز در میان بگذارد و از نظر او آگاه شود، پس به دخترش فاطمه(س) گفت تو علی(ع) را خوب می‌شناسی. علی نزدیکترین فرد به من است. او در اسلام سابقه فضیلت و خدمت دارد و من از خدا خواستم که برای تو بهترین شوهر را برگزیند. خداوند مرا به ازدواج تو با علی امر فرموده است بگو چه نظر داری؟ فاطمه(س) ساکت ماند و پیغمبر سکوت او را دلیل بر رضایت او دانست و خوشحال گشت و صدای تکبیرش بلند شد. آنگاه بشارت این ازدواج را به علی(ع) فرمود و در جلسه‌ای که عده‌ای از اصحاب بودند، خطبة عقد را جاری ساخت و این ازدواج فرخنده صورت گرفت. گفتنی است که علی(ع) جز یک شمشیر و یک زره و شتری برای آبکشی چیز دیگری در اختیار نداشت. پیغمبر(ص) به علی(ع) فرمود: شمشیر را برای جهاد نگهدار، شترت را هم برای آب‌کشی و سفر حفظ کن، اما زره را بفروش تا وسائل ازدواج شما فراهم شود. پیغمبر(ص) به سلمان فرمود: این زره را بفروش و سلمان زره را به پانصد درهم فروخت. سپس گوسفندی را کشتند و ولیمة عقد ازدواج قرار دادند. تمام وسایلی که به عنوان جهیزیه به خانه فاطمه(س) آورده شد از چهارده قلم تجاوز نمی‌کرد. رسول اکرم(ص) خود شخصاً با عده‌ای از انصار و مهاجر و یاران با وفا در مراسم عروسی شرکت فرمودند. پیامبر گرامی دست دخترش را در دست علی(ع) گذاشت و در حق آن زوج سعادتمند دعای خیر کرد و آنها را به خداوند بزرگ سپرد. بدین ترتیب و با همین سادگی، عروسی بهترین مرد و زن جهان برگزار شد.

فاطمه(س) و تربیت فرزندان

حضرت فاطمه(س) از همان آغاز کودکی فرزندانش، آنها را به عبادت و پرستش خداوند، تعلیم و ترغیب می‌نمود. به عنوان مثال به فرزندش حسن که هفت ساله بود می‌فرمود به مسجد برو، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن. حسن(ع) همین کار را می‌کرد و بعد به خانه می‌آمد و با سخنرانی شیرین خود، بیانات پیامبر(ص) را برای حضرت زهرا(س) بیان می‌نمود. از این رو هر وقت علی(ع) وارد خانه می‌شد، حضرت زهرا(س) را حافظ آیاتی از قرآن که تازه نازل شده بود، می‌یافت و می‌پرسید این آیات و علوم تازه را از کجا دریافت کردی؟ حضرت فاطمه(س) می‌فرمود: از پسرت حسن. حضرت زهرا(س) در تربیت فرزند نمونه بود و به راستی که مسؤلیت مقام مادری را به خوبی انجام داد و فرزندانی چون امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و زینب(س) و ام کلثوم(س) را به جامعه تحویل داد که هر یک از آنها نمونه برجسته‌ای از انسان‌های آگاه، شجاع، مؤمن، مجاهد و دارای عالی‌ترین ارزشهای والای انسانی بودند. حضرت زهرا(س) تمام ارکان و اموری را که در شکل‌گیری شخصیت فرزند لازم است، با آگاهی و هوشمندی مخصوص به خود، رعایت می‌کرد. او هرگز خاطر کودکان خود را نرنجانید و همواره با نوازش پر مهر خود با آنها رفتار می‌کرد و هرگز نگذاشت که آنها احساس محرومیت از مهر و توجه مادر نمایند. خود گرسنه و تشنه می‌ماند ولی آنها را سیر و سیراب می‌کرد. حضرت فاطمه(س) حتی در تشویق فرزندان به طور تساوی رفتار می‌نمود و به گفته روانشناسان این موضوع یکی از اصول و ارکان سازندة تربیت فرزندان می‌باشد که ایجاد عقده و کمبود در ساختار وجود آنها نمی‌کند. حضرت زهرا(س) موجبات شادی روح و روان کودکانش را نیز فراهم می‌کرد و با آنها همبازی بود. نقل شده است که فاطمه(س) فرزندش حسن(ع) را روی دست می‌گرفت و بالا می‌انداخت و می‌فرمود ای حسن نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم را از حق دور کن و خدایی را که صاحب نعم است پرستش کن و با تیره‌دلان دوست مباش. او حسین(ع) را نیز به بازی می‌گرفت و با شادمانی کردن او می‌فرمود: تو همانند پدرم هستی.

وصیت و شهادت فاطمه زهرا(س)

مصیبت جانکاه رسول خدا(ص) و محروم شدن علی(ع) از حق جانشینی پیامبر(ص) و گرفتن فدک از حضرت فاطمه(س) و آتش زدن خانه و در به پهلوی آن حضرت زدن که باعث شهادت محسن(ع) شد، فاطمه(س) را سخت بیمار کرد به طوریکه همین بیماری به درگذشت او انجامید. خبر بیماری زهرا(س) در مدینه پیچید و عده‌ای به عیادت او می‌آمدند. شیخ مفید نقل می‌کند که وقتی فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) بیمار شد، به حضرت علی(ع) وصیت کرد که جریان را مخفی بدارد و کسی را با خبر نکند و بیماری او را به هیچکس نگوید. حضرت علی(ع) نیز به گفتة همسرش عمل کرد و بیماری فاطمه(س) را با کسی در میان نگذارد. همین که حضرت فاطمه(س) به حال احتضار افتاد، به امیرالمؤمنین گفت که کار تجهیز او را شخصاً بر عهده بگیرد و شبانه وی را دفن نماید و قبرش را نیز مخفی و نامشخص بدارد. حضرت علی(ع) نیز چنان کرد که فاطمه(س) وصیت کرده بود. در اینکه عمر فاطمه(س) مانند گل کوتاه بود و زمانی اندک پس از رحلت پدر درگذشت، حرفی نیست جز اینکه اختلاف در روز وفات و محل دفن آن حضرت وجود دارد. روایت کرده‌اند که حضرت علی(ع) روزی برای نماز به مسجد رفته بود، چون از نماز برگشت دید زنان بنی هاشم و خادمة آن حضرت پریشانند و آشفته خاطر و با رنگ پریده نزد علی(ع) آمدند و گفتند دختر عم خود را دریاب که گمان می‌کنیم او را زنده نبینی. علی(ع) شتابان به بالین فاطمه(س) آمد و دید که حالا و منقلب است. مثل اینکه آخرین نفس زندگی را می‌کشد، عمامه از سر برداشت، عبا از دوش برگرفت و کنار بستر زهرا(س) نشست و صدا زد یا زهرا(س) جواب نشنید. صدا زد یا بنت المصطفی پاسخی نگرفت. گفت ای دختر کسی که زکات در عبا می‌گذاشت و بر فقرا پخش می‌کرد! ای دختر آنکسی که برای فرشتگان در آسمان نماز گزارد! جواب نشنید. گفت ای فاطمه با من سخن بگوی منم پسر عم تو! فاطمه(س) در حال ضعف و ناتوانی چشم خود را گشود و به صورت علی(ع) نگاه و تبسمی کرد و هر دو گریان شدند. علی(ع) فرمود ای دختر پیامبر چه شد ترا که به این حال افتادی؟ عرض کرد من با مرگ روبرو هستم و گریزی از او ندارم! ای پسر عم عزیز! دربارة امامه و سفارش حسنین فراموش مکن. مبادا کسی صیحه به روی حسن و حسینم بزند. آنها یتیمان دلشکسته‌اند! آنها دیروز مادر داشتند، امروز بی مادر خواهند شد! وای بر قومی که آنها را می‌کشند! تو در دل شب مرا به خاک بسپار و قبر مرا به کسی نشان مده. فاطمه(س) ناگاه رنگش دگرگون شد و جواب سلامی را داد. علی(ع) پرسید کیست؟ فاطمه(س) عرض کرد جواب جبرئیل را دادم. دوباره چشمها را گشود و جواب سلام را داد و عرض کرد به خدا قسم، عزرائیل است که بالهایش از مشرق تا مغرب را گرفته است و در این وقت بود که چشمان فاطمه(س) برای همیشه به خواب رفت و دم فرو بست و جان به جان آفرین تسلیم نمود. دختری که پیامبر اکرم(ص) کراراً رعایت حال او را به مردم سفارش کرده و پاره تن خود می‌دانست، با یک جهان قهر و خشم بر افراد بی وفا در خانه خود درگذشت و در مدینه مدفون گردید و محل دفن آن حضرت مشخص نیست. و به نقل امام هشتم(ع) در خانة خود به خاک سپرده شد.

فرزندان حضرت فاطمه(س)

تمام مورخین برای فاطمه زهرا(س) پنج اولاد ذکر کرده‌اند که عبارتند از امام حسن مجتبی سبط اکبر(ع)، امام حسین سیدالشهدا(ع)، زینب کبری(س)، زینب صغری مشهور به ام کلثوم و محسن که سقط گردید و شهید شد. حضرت فاطمه(س) جدة سادات فاطمی، حسنی و حسینی و... می‌باشد.

1-امام حسن مجتبی(ع)

ابو محمد حسن بن علی ملقب به مجتبی(ع)، اولین فرزند حضرت علی(ع) از فاطمه زهرا(س) است. او در 15 رمضان سال سوم هجری در مدینه متولد شد و مدت امامت آن حضرت 10 سال و عمر ایشان را 47 سال ذکر کرده‌اند. امام حسن(ع) در 28 صفر سال 50 هجری به تحریک معاویه و به دست همسر خود مسموم گردید و به شهادت رسید و در قبرستان بقیع مدفون شد.

2-امام حسین(ع)

ابو عبدالله حسین بن علی(ع) فرزند دوم امیرالمؤمنین(ع) از حضرت فاطمه(س) است. او در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه چشم به جهان گشود و در سال 50 هجری پس از شهادت برادر بزرگوارش، به مقام امامت رسید. مدت امامت آن حضرت یازده سال بود و مدت عمر ایشان را 57 سال ذکر کرده‌اند. امام حسین(ع) در بیابان کربلا با اهل بیت، اصحاب و یاران مجاهدش در محاصرة لشکریان یزید قرار گرفتند و سرانجام با جوانان و یاران وفادارش در روز دهم محرم سال 61 هجری در جنگی نابرابر، پس از رشادت‌های بسیار، مظلومانه به شهادت رسیدند.

3-زینب کبری(س)

زینب کبری(س) فرزند حضرت امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا(س) است. او به روایتی در 5 جمادی الاول سال پنجم هجری در مدینه چشم به جهان گشود. آن حضرت 2 سال از امام حسن(ع) کوچکتر بود و هنگام رحلت پیامبر پنج سال داشت. علاقه و محبت حضرت زینب(س) به برادرش امام حسین(ع) از همان دوران کودکی بسیار چشمگیر بود، تا جایی که به همراه امام حسین(ع) به کربلا رفت و در واقعة عاشورا، شاهد به شهادت رسیدن دو فرزندش محمد و عون بود. حضرت زینب(س) همراه اسراء مصائب زیادی را متحمل گردید و خطبه‌های او در کوفه و شام اثرات عمیقی در زنده نگه داشتن حماسة کربلا بجای نهاد. مدت عمر آن حضرت را بیش از 57 سال ذکر کرده‌اند و به روایتی ایشان در 15 رجب سال 62 هجری رحلت فرمود.

4-زینب صغری مشهور به ام کلثوم

ام کلثوم دختر علی بن ابیطالب و فاطمه زهرا(س) است که به ام کلثوم کبری شهرت یافته است. پیامبر(ص) او را به نام خاله‌اش ام کلثوم(دختر پیامبر) نامگذاری کرد. دربارة تاریخ ولادت او خبر قطعی در دست نیست. بعضی نوشته‌اند ام کلثوم در سال 49 هجری در زمان امام حسن مجتبی(ع) در مدینه درگذشت و بعضی دیگر نوشته‌اند که وی در طول زندگی شاهد به شهادت رسیدن عترت پیامبر(ص) بود و در سال 61 هجری در رکاب سیدالشهدا(ع) به کربلا آمد و همراه اسراء به اسارت رفت.

سخنان حضرت فاطمة زهرا(س)

قالَتْ فاطِمَه(س) وَصْفِ ما هُوَ خَیْرٌ لِلنِّساءِ: خَیْرٌ لَهُنَّ اَنْ لایَرینَ الْرِجالَ وَلایَروُنَهُنَّ.

«حضرت فاطمه(س) در وصف این که بهترین چیز برای زنان چیست فرموده‌اند: این که زنان، مردان را نبینند و مردان هم زنان را نبینند.

بخشی از خطبة حضرت زهرا(س) در مسجد:

-جَعَلَ اللهُ الْایمانَ تَطْهیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ

خداوند ایمان را برای تطهیر شما از شرک قرار داد.

-وَالصَّلاةَ تَنْزیهاً لَکُمْ مِنَ الْکِبْر،

و نماز را برای پاک شدن شما از کبر و غرور

-وَالزَّکاةَ تَزْکِیَة ً لِلنَّفْسِ وَ نِماءً فِی الرِّزْقِ،

و زکات را برای پاک کردن جان و افزونی رزق و روزیتان،

-وَالْصِیامَ تَثْبیتاً لِلْاِخْلاصِ،

و روزه را برای تثبیت اخلاص،

-وَالْحَجَّ تَشْییداً لِلدّینِ،

و حج را برای قوت بخشیدن دین،

-وَالْعِدْلَ تَنْسیفاً لِلْقُلُوبِ...

و عدل را برای پیرایش دل‌ها...

-وَالصَّبْرَ مَعُونَة ً عَلَی اسْتیجابِ الْأجْرِ

و صبر را برای کمک در استحقاق مزد.

-وَ بِرَّ الْوالِدَیْنِ وِقایَة ً مِنَ السُّخْطِ...

و نیکی کردن به پدر و مادر را سپر نگهداری از خشم قرار داد....

 

منبع: تاریخ چهارده معصوم(علیهم السلام) (از پیامبر اسلام(ص) تا قیامت). مؤلف: احمد امیری پور- مشهد: ترنم، 1381.


 
comment نظرات ()