کتابخانه مهدیه نقنه

مسجد صاحب الزمان(عج) نقنه

مقام زن و حجاب اسلامی
نویسنده : - ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٥
 

مقام زن از دیدگاه قرآن

شرحی بر آیه 35 سوره احزاب از سلسله درسهای استاد طاهایی

 

قال الله العظیم فی کتابه:


«ان المسلمیان و المسلمات و المؤمنین و المؤمنان و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات  الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله کثریاً و الذاکرات اعد الله لهم و اجراً عظیماً.»

«مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان با ایمان، مردان و زنان عبادت پیشه، مردان و زنان راست گفتار، مردان و زنان بردبار و شکیبا، مردان و زنان فروتن و نرم‌دل، مردان و زنان بخشنده، مردان و زنان روزه‌دار، مردان و زنان پاکدامن، مردان و زنانی که خداوند را بسیار یاد می‌کنند، خداوند برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ مهیا نموده است.»

در شان نزول آیه مبارکه چنین آمده است: هنگامی که «اسماء بنت عمیس» با همسرش جعفربن ابی طالب- علیه السلام- از مهاجرت حبشه بازگشت، نزد همسران پیامبر- صلی‌الله علیه و آله- رفته پرسید: آیا درباره ما چیزی از قرآن نازل نشده است؟ گفتند: خیر. پس خدمت پیامبر- صلی الله علیه و آله- آمده عرض کرد: یا رسول‌الله آیا زنان در خسران و زیانند؟ فرمود: چرا؟ گفت: زیرا که آنان به خوبی یاد نشده‌اند چنانچه مردان یاد شده‌اند. پس خداوند بلندمرتبه این آیه را نازل فرمود و به آنها اطمینان داد که زن و مرد در پیشگاه خداوند از نظر مرتبت و منزلت یکسانند. مهم آن است که از نظر اعتقاد و عمل و اخلاق اسلامی واجد فضیلت باشند.

این آیه مبارکه در یک بیان پرمحتوا و جامع، ده صفت از اوصاف اعتقادی، اخلاقی و عملی را که شایسته مردان و زنان است، بر میشمرد و در پایان به پاداش عظیم دارندگان این صفات برجسته اشاره می‌نماید.

در پیشگاه خداوند زنان و مردان در کسب ارزشهای انسانی و خصلتهای نیکو و دست‌یابی به قله کمال هیچ گونه تفاوتی با هم ندارند. زن می‌تواند در تمام مراحل سیر و سلوک پا به پای مرد در مسیر تزکیه و تعالی حرکت کرده، به حقیقت راه یابد و خود را از جهل و گمراهی برهاند.

بدین معنی که زن یا مرد بودن هیچ دخالتی در انسانیت انسان ندارد. چنانکه در آیه ملاحظه می‌شود، اصل سازنده جامعه از نظر عقیدتی، سیاسی، اخلاقی و عبادی که به عنوان ارزشهای اصلی تکامل انسان آورده شده است، در مورد زنان و مردان به طور یکسان آمده و هر دو می‌توانند با تکیه فکری و عملی بر این اصول به سوی تکامل و هددف عالی خلقت حرکت نمایند و این استعداد بالقوه در وجود هر دو نهفته است که اگر تحت شرایط تربیتی قرآن قرار گیرد، به فضیلت رسیده و انسان را به مقام والایی که شایسته اوست می‌رساند و در صورتی که آدمی غفلت ورزد و قرآن و دستورات دینی را سرلوحه عمل و رفتارش قرار ندهد، استعداد انسان شدن در او به فضیلت نخواهد رسید و همان کودکی خواهد بود که تنها از نظر هیکل و اندام رشد کرده اما فکر و اندیشه‌اش هیچ تکاملی نیافته است. اگر چه حتی به سن پنجاه سالگی هم رسیده باشد.

قرآن ملاک و معیار بزرگواری را، تقوا می‌داند و با اشاره به نحوه پیدایش انسانها که همگی از یک زن و مرد و یک پدر و مادر آفریده شده‌اند و در این حقیقت با یکدیگر مساویند، تصریح می‌کند که فلسفه تفاوتها و تمایزهای تکوینی انسانها در آفرینش آنها است که نسبت به یکدیگر با باز شناسند و از هم ممتاز گردند؛ آفریده شده‌اند:

«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم.»

و باز تصریح می‌کند که تلاش هیچ زن و مردی بی پاداش و از دست رفته نخواهد ماند:

«انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی».

زن و مرد هر دو می‌توانند در سایه عبادت و اطاعت حق، انجام اعمال صالح و پرهیز از گناه به خداوند تقرب جسته و شایسته مقام خلیفه الهی گردند.

 

مقام معظم رهبری در مورد زن و حجاب و جایگاه زن می‌فرمایند:

عنوان: ارزش‌گذاری اسلام در مورد زن

فرصت یادبود ولایت فاطمه‌ی زهرا(سلام‌الله علیها) فرصت مغتنمی برای زنان مسلمان است تا هویت زن مسلمان و ارزش والای زنان در نظر اسلام و در پرتو نظم اسلامی مورد توجه و مداقه قرار بگیرد....

اسلام در مقابل جاهلیتی که به زن ظلم می‌کرد، ایستادگی کرد؛ هم در میدان معنویت و فکر و ارزشهای انسانی، هم در میدان حضور سیاسی، هم از همه بالاتر در عرصه‌ی خانواده زن و مرد ناگزیر اجتماع کوچکی به نام خانواده دارند، که اگر در جامعه‌یی ارزش‌گذاری درست صورت نگیرد، اولین نقطه‌یی که به زن ستم می‌شود، داخل خانواده است. در هر سه عرصه، اسلام ارزش‌گذاری کرده است.

 

عنوان: زنان ایران و زنده کردن هویت اسلامی زن در دنیا

زن مسلمان ایرانی در ایران اسلامی، باید کوششش این باشد که هویت والای زن اسلامی را آن چنان زنده کند که چشم دنیا را به خود جلب کند؛ این امروز وظیفه‌یی است بر دوش زنان مسلمان، بخصوص زنان جوان و دختران دانش‌آموز و دانشجو.

هویت اسلامی این است که زن در عین این که هویت و خصوصیت زنانه‌ی خود را حفظ می‌کند که طبیعت و فطرت است و برای هر جنسی خصوصیات آن جنس ارزش است یعنی آن احساسات رقیق را، عواطف جوشان را، آن هر و محبت را، آن وقت را، آن صفا و درخشندگی زنانه را برای خود حفظ می‌کند، در عین حال، هم باید در میدان ارزشهای معنوی مثل علم، مثل عبادت، مثل تقرب به خدا، مثل معرفت الهی و سیر وادیهای عرفان پیشروی کند، هم در عرصه‌ی مسائل اجتماعی و سیاسی و ایستادگی و صبر و مقاومت و حضور سیاسی و خواست سیاسی و درک و هوش سیاسی، شناخت کشور خود، ‌شناخت آینده‌ی خود، شناخت هدفهای ملی و بزرگ و اهداف اسلامی مربوط به کشورهای اسلامی و ملتهای اسلامی، شناخت توطئه‌های دشمن، شناخت دشمن، شناخت روشهای دشمن باید روز به روز پیشرفت کند، و هم در زمینه‌ی ایجاد عدل و انصاف و محیط آرامش و سکونت در داخل خانواده باید پیشرفت کند. اگر قوانینی لازم است، اگر تصحیح و اصلاحی در مسائلی که به این جا منتهی می‌شود، لازم است، زنان باسواد، زنان آگاه، زنان بامعرفت، در همه‌ی این میدانها بایستی پیشروی کنند؛ الگوی زن را نشان دهند، بگویند زن مسلمان آن زنی است که هم دین خود را، حجاب خود را، زنانگی خود را، ظرافتها و رقتها و لطافتهای خود را حفظ می‌کند؛ و هم از حق خود دفاع می‌کند؛ هم در میدان معنویت و علم و تحقیق و تقرب به خدا پیشروی می‌کند و شخصیتهای برجسته‌یی را نشان می‌دهد؛ ولی در میدان سیاسی حضور دارد؛ این الگویی برای زنان می‌شود. شما بدانید زنان مسلمان در بسیاری از نقاط دنیا امروز به شما نگاه می‌کنند و از شما یاد می‌گیرند.

 

عنوان: حجاب احترام به زن و مظهر تقوا

زنان هر جا که هستند، با پاکی و پارسایی و دینداری و تقوا، این نیروی عظیم جوانی را به کار گیرند. البته گاهی اوقات هست که تقوا اقتضایی دارد. مثلا فرض بفرمایید ما در مورد خانمها، حجاب و آن حفاظ زنانه را- که در واقع احترام به زن است- مظهر تقوا می‌دانیم. البته من الان لازم نمی‌دانم که درباره مسأله حجاب صحبت کنم؛ چون شما همه‌تان باحجابید و اهل حجابید و معتقد به حجابید. حجاب چیز خوبی است؛ حالا چگونه این حجاب را تأمین کنند، البته ممکن است که سلایق و نظرها مختلف باشد.

 

عنوان: تبدیل بی بندوباری به یک عادت

فرض بفرمایید- مخصوص مطبوعات هم نیست- فیلمهای فارسی، یا مطبوعات فارسی سعی کنند که با مطرح کردن چهره و صورت زن در شکلهای جاذبه‌دار برای مردها، فیلم خودشان را مورد رغبت عده‌یی قرار بدهند. این به تدریج تبدیل به یک عادت می‌شود؛ یعنی به مرور جوری خواهد شد که چنانچه این تصویر- این عکس- در این فیلم نباشد، دیگر مطلوب واقع نخواهد شد! در حالی که اول، این طور نبود، به تدریج این گونه شد!

 

عنوان: زن وسیله سوداگری سرمایه‌داری غرب

مثل همه ی موضوعات دیگر، موضوع زن هم دستمایه‌یی شده است در دست سوداگران همه‌ی ارزشهای انسانی در دنیا و در رسانه‌های جمعی عالم، در طول سالهای متمادی، آن کسانی که نه برای زن، نه برای جنس انسان، نه برای کرامتهای انسانی، جز در محاسبه‌ی با پول ارزشی قائل نیستند که متاسفانه در تمدن کنونی مغرب نقش مهمی را در همه‌ی عرصه‌ها ایفا می‌کنند مسأله‌ی زن را هم برای خودشان در میدان‌های مختلف به صورت یک سرمایه، به صورت یک وسیله‌ی سوداگری درآوردند؛ روی آن بحث می‌کنند، فرهنگ‌سازی می‌کنند، تبلیغ می‌کنند ذهنهای مردم و زن همه‌ی دنیا را در سر دو راهی یک وسوسه و گمراهی بزرگ قرار می‌دهند.

 

حجاب و جایگاه زن

هر بار که با سئوال جایگاه زن در هر جامعه، دین، و یا مردمم و در هر مقطع از تاریخ روبرو شده، و یا خواسته‌ام در رابطه با آن چیزی بنویسم یا بگویم، نخست این سئوال برایم پیش می‌آید که؛ مگر نه اینکه زن و مرد هر دو انسانند و برابر؟ مگر نه اینکه تنها از لحاظ جنسی متفاوتند؟، مگر نه اینکه زن و مرد مشترکاً پایه خلقت و تشکیل دهنده خانواده، قبلیه و جامعه می‌باشند؟، پس چرا به هر مناسبت از جایگاه زن صحبت می‌شود، اما کم دیده‌ایم که جایگاه مرد مورد بحث یا سئوال واقع شود، و سؤالات بسیاری از این دست. البته گاهی اوقات هم جواب‌هائی بر این سئوالات می‌سازم، از این قبیل که؛ چون جهان امروز پدر سالار است، و زن طرف دوم به حساب می‌آید، سالار یعنی مرد حق دارد جایگاه طرف دوم، یعنی زن را مورد سئوال قرار دهد! و یا چون زن موجودی پیچده‌تر از مرد و اسرارآمیز است، مورد توجه و بحث است!، و بسیار جواب از این دست. نکته‌ای که باید به آن اشاره کنم این است که قبل از انقلاب اسلامی ایران، جهان آن چنان توجهی همانند بعد از انقلاب، به مسئله جایگاه زن در اسلام نداشت، و آن را زیر ذره‌بین نمی‌گذاشت. آنچه گهگاه ذهن مردم غرب را بر آن می‌داشت تا به زن در ممالک اسلامی بیاندیشند داستان و افسانه‌های حرمسرا داری و بردگی زنان محکوم می‌کردند. البته این نگرش هم آن چنان عمیق نبود و از نوشتن قصه‌های افسانه‌های شرقی و استفاده آنها در تولید فیلمهای سینمائی فراتر نمی‌رفت. گر چه موضوع فوق، جایگاه قابل بحثی در مطلب امروز ما ندارد، اما بد نیست بدانیم که حرمسرا، بدلیل  رعایت نکردن عدالت در آن، اصولا مغایر با قوانین اسلام و از این نظر باطل می‌باشد. اما تعدد زوجات، که در بسیاری اقوام دیگر نیز به صورت سنتی یا تلویحی وجود داشته است، گر چه در اسلام صریحاً مجاز می‌باشد، اما چنان شرایطی بر آن فرض شده، که آن را در عمل تقریباً غیرممکن می‌سازد. بد نیست بعضی علل مجاز دانستن تعدد زوجات بررسی شود:

طبق رسم بعضی از اسکیموها اگر یکی از آنها در شکل کشته می‌شد، همنوعانش زن و بچه او را می‌کشتند، زیرا هر کس فقط می‌توانست، خوراک خود و خانواده‌اش را تهیه کند، لذا با کشته شدن یک نفر، یک یا چند نفر دیگر هم محکوم به فنا می‌شدند، تا تعادل بین دستاورد و مصرف قبیله به هم نخورد. در سایر جوامع که مردهایشان بیشتر در جنگ و یا کارهای سخت کشته می‌شدند و زن و فرزند آنان، بی‌سرپرست و نان‌آور می‌ماندند، چنین رویه‌ای معمول نبود، اما در چنین حالتی، این زن بیوه و اطفال یتیم چه باید می‌کردند؟ برده یا خدمتکار کسی می‌شدند تا لقمه نامه و سرپناهی داشته باشند؟ دزد، جنایتکار، گدا و یا خود فروش می‌شدند تا خود را بر روی آب نگه دارند؟ به هر حال حاصل این واقعیت تلخ یک معضل اجتماعی بود که تأثیر منفی در جامعه بر جای می‌گذاشت. اسلام این وضعیت را مورد توجه جدی قرار داده، بدین ترتیب که: مسئله یتیم را با وضع قوانینی در راستای الزام رعایت حقوق ایتام، و مسئله زن بیوه را هم با مجاز دانستن تعدد زوجات، تحت رعایت شرائط بسیار سختی که بر آن فرض نموده، حل  نموده است. بنابراین مشخص است که مجاز بودن تعدد زوجات بدلیل جلوگیری از معضلات اجتماعی و فساد می‌باشد، و با حرمسرا خصوصاً به طرزی که در تاریخ و قصص منعکس گردیده، و بیشتر به منظور خوش‌گذرانی و نمایش قدرت بوده است، مغایرت کامل دارد. مسئله دیگری که این روزها جنجال برانگیز شده، و حتی شهرت قانون‌مندی و آزاد اندیشی بعضی از کشورهای پیشرفته را نیز زیر سئوال برده است، مسئله حجاب است، که گاهاً تلویحاً چنین نمایش داده شده، که حجاب ابداع ج. ا. ایران و یا پرچم افراطیون و حتی تروریستها می‌باشد، در صورتیکه چنین نیست، زیرا، زنان، در ایران باستان هم از حجاب استفاده می‌کرده‌اند، و ساده‌ترین دلیل آن، لباسهای زنان عشایر و روستاهای ایران است که نماندی از البسته ایران قبل از اسلام را دارد، مانند ابیانه و بسیاری دهات که در دامنه کوهستانهای ایران قرار دارند. همچین حجاب در میان پیروان بیشتر ادیان و جوامع و خصوصاً ادیان ابراهیمی و اقوامی که از آسیا تا افریقا  شرق اروپا زندگی می‌کرده و عملاً بزرگترین و قدیمی‌ترین تمدنها را تشکیل می‌داده‌اند، نیز به اشکال مختلف رایج بوده است. شاید لازم نباشد، تاریخ را زیاد به عقب ببریم! اگر نظری به اروپای غربی تا اوائل و حتی اواسط قرن بیستم بیاندازیم، ملاحظه می‌کنیم که لباس خانمها نسبت به پوششی که امروز مورد استفاده قرار می‌گیرد، بسته و پوشاننده‌تر بوده است. مقابله‌ای که امروزه در جوامع غربی با حجاب میشود، شاید مقابله بی‌حجابی مفرط در مقابل حجاب است، که بطور خودکار موجب تضاد گردیده و آنرا بحث برانگیز نموده است، وگرنه استفاده از حجاب طی گذشت قرنها، تغییر نکرده که سئوال جدیدی خلق کرده باشد. حالت ساده فوق، یعنی قرار گرفتن حجاب در برابر لباس سبک امروزی، زمینه سوء استفاده سیاسی از این موقعیت را فراهم نموده است، و می‌بینیم که عمل هم شده، که حجاب زنان مسلمان در چند سال اخیر، در جهان غرب‌خیز ساز شده و احزاب و رسانه‌ها بسیار بر سر آن بحثهای جنجالی کرده‌اند، که از آن می‌گذریم. جوامع غربی، چندایست حجاب را تا آنجا به محاکمه یک طرفه خود کشانیده‌اند، که زنهائی را از رفتن به دانشگاه یا محیط کار محروم کرده و دموکراسی سنتی خویش را بدین وسیله زیر سئوال برده‌اند. اما اگر پنجاه سال قبل چنین مسئله‌ای در غرب مطرح می‌شد، توجه کمی را به خود جلب می‌کرد و همین موضوع صد سال پیش، تقریباً اصلاً مورد توجه نمی‌بود. لباس پوشیدن امروزه که در برابر حجاب قرار گرفته، پدیده‌ایست که زائیده صنعت و یا بهتر بگوئیم تجارت مد می‌باشد که در کنار صنعت تبلیغات کار را فراتر از این نیز برده، که از مجال این بحث خارج است. اسلام حجاب را به صورت دستور شرعی با مشخصات و دلائل روشن مطرح کرده و رعایتش را واجب دانسته است، اما ساختار ظاهری حجاب در اقوام مختلف مسلمان اشکال مختلفی دارد، که بر پایه آداب و سنن قدیمی و عادات قومی آنها استوار است، اگر چه فلسفه حجاب در اغلب این اقوام تا حدود زیادی برابر می‌باشد، که امید است در فرصتی دیگر تحت عنوان صورت ظاهری و فلسفه حجاب آن را بررسی کنیم. با وجود اینکه انقلاب اسلامی ایران در کشوری بوقوع پیوسته، که مخالفت اصولی با حجاب در آن وجود نداشته، اما حجاب هم بعد از انقلاب اسلامی ایران مسیر جدیدی را پیموده و اشکال مختلفی را آزموده است.

اشکال مختلف حجاب بر حسب مقاطع زمان، اوضاع اجتماعی و موقعیت اقتصادی، با یکدیگر تفاوت داشته، و آنچه در حال حاضر مورد مصرف خانمهای شهرنشین می‌باشد، از تنوع رنگ و طرح فراوانی برخوردارست، که حالتی مطبوع به آن داده، که من خود اخیراً در ایران شاهد انواع لباس مد اسلامی بودم، که باید اقرار کنم که بسیار زیبا بودند. البته حجاب مناطق روستائی که همان لباس پوشیدن باستانی ایران است، که با قوانین اسلامی مسجل گردیده، همچنان بر جای خود باقی است، و تغییر چندانی نکرده، و خدا کند که تغییر نکند، زیرا لباسهای محلی زنان ایران را می‌توان از زیباترین البسته از این دست دانست. ضمناً بد نیست بدانیم که رعایت حجاب در اسلام، تنها مخصوص زنان نیست و مردان نیز ملزم به رعایت لباس مناسب و پوشیده می‌باشد. حال می‌پردازیم به جایگاه زن در جمهوری اسلامی ایران. زن در ایران نیز زن است و جایگاه خود را دارد، همان گونه که مرد مردست و جایگاه خود را دارد! وقتی سخن از جایگاه این یا آن به میان می‌آید، این سئوال نیز پیش می‌آید، که مگر کسی جایگاه دیگری را اشغال یا خراب کرده، که حالا می‌بایست تکلیف جایگاه طرف دیگر معلوم شود؟ شاید بتوان گفت بلی! اما نه اینکه مرد ایرانی جایگاه زن در ایران را غضب کرده باشد، بلکه این سئوالی است که بدلیل انحراف اطلاعات بوجود آمده، لذا غیر ایرانیان آن گونه که باید از جایگاه زن در ایرن آگاه نیستند، و همانطور که در مبحث حجاب گفتیم، برداشتها بر پایه واقعیتها نمی‌باشند. در جامعه مدنی امروز جمهوری اسلامی ایران، حقوق سیاسی، قضائی و اجتماعی زن و مرد نسبتاٌ برابر است، و در جاهائی که تفاوتی هست، بدلیل نفس زن بودن یا مرد بودنست که شرائطی را جدا می‌سازد، که در سایر ملل نیز مصداق دارد. بدواً لازم است بدانیم که زن در جامعه ایرانی قبل و بد از اسلام دوشادوش مرد به امور زندگی پرداخته و حضوری محسوس در صحنه تاریخ داشته است. ساده‌ترین گواه این مدعا، همیاری زنان با مردان در امور کشاورزی و تولیدات پشتوانه‌ای می‌باشد. در زندگی سنتی قدیم ایران، که هنوز هم معمولی است، خانمها را به هنرشان می‌سنجند، و وقتی می‌خواهند از خانمی تعریف کنند، می‌گویند از هر انگشتش هنری می‌ریزد، و این هنر در اغلب موارد بصورت تولیداتی مانند فرش و سایر هنرهای دستی بوده، که یا کمک پشتوانه‌ای هزینه زندگی بوده و یا اینکه بخش اصلی هزینه زندگی را تأمین می‌نماید. در قانون اساسی ایران حق فعالیتهای سیاسی و اجتماعی زنان برابر مردان است، و یک خانم هم می‌تواند حتی رئیس جمهور شود. بسیاری از نمایندگان پارلمان ایران زن هستند، اساتید دانشگاه، دانشمندان، قضات، اطباء و رؤسای بسیاری از ادارات و افسران پلیس را خانمها تشکیل می‌دهند. جالب این است ک در اغلب ادارات و مؤسساتی که کارهای دفتری دارند، حضور خانم‌ها بیش از آقایان است، تعداد دانشجویان دختر در ایران بیش از دانشجویان پسر است، خانمها در کارخانجات و کارگاههای تولیدی، مشغول به کار هستند. من خانمهائی را دیده‌ام که راننده اتوبوس و کامیون راه دور هستند. خلاصه اینکه خانمها همه جا دوشادوش آقایان کار می‌کنند و هیچ محدودیتی هم ندارند و اتمام و یا انگ زدن به زنهای ایرانی، به خانه‌نشینی و دوری از فعالیتهای اجتماعی، افسانه‌ای بیش نیست. بد نیست، به یکی دو نکته دیگر هم اشاره کنم؛ خانمهای ایرانی در جریان انقلاب دوشادوش مردان فعالیت نمودند، که تصاویر حضور آنان باقی است. اما از این مهمتر شرکت آنان در جنگ ایران و عراق است، که خانمها به عنوان نیروهای پشت جبهه، در شهرها و روستاها نقش مهمی در جمع‌آوری و رسانیدن کمکهای مردمی به جبهه‌ها ایفا نمودند. سهم قابل توجهی از خدمات پزشکی به عهده خانمها بود. اما زنان ایرانی از این هم فراتر رفتند و با دیدن آموزشهای سنگین نظامی، عملاً بخشی از دفاع از سرزمینشان را به عهده گرفتند. لازم است اشاره‌ای هم به حقوق زن در خانواده ایرانی بشود، که این نیز جزو سئوالات آن‌هایی است که با ایران آشنائی ندارند. در این باره هم اخبار انحرافی زیاد است، و یکی از دستاویزهای آن، بودن حق(اصولی) طلاق با مرد می‌باشد، که طرفداران حقوق زن را بر می‌انگیزد، تا شعارهای آزادی‌خواهانه سر بدهند. اشاره به ریززه‌کاریهای حقوق مدنی و قضائی در این مورد، از تخصص من بدور است، اما می‌دانم که طلاق که حقش با مرد است به این سادگی‌ها و بدون رأی مراجع قضائی انجام نمی‌گیرد! ظرافتی دیگر اینکه، در اسلام حق قبول ازدواج با زن است  دون هیچ گونه  تداخل حقوقی و قضائی دیگران انجام می‌گیرد، خلاصه اینکه تا عروس خانم «با اجازه بزرگترها» بله نگوید، داماد حقی ندارد. و آخرین مطلب اینکه؛ علیرغم همه تصورات و واقعیات، آمار طلاق در ایران از غرب کمتر است.

 

مقام زن در اسلام و در آئین‌های دیگر

مشاهده و تجربه این معنا را ثابت کرده که مرد و زن دو فرد، از یک نوع و از یک جوهرند، جوهری که نامش انسان است، چون تمامی آثاری که از انسانیت در صنف مرد مشاهده شده، در صنف زن نیز مشاهده شده است،(اگر در مرد فضائلی از قبیل سخاوت، شجاعت، علم خویشتن‌داری و امثال آن دیده شده در صنف زن نیز دیده شده است) آن هم بدون هیچ تفاوت، بطور مسلم ظهور آثار نوع، دلیل بر تحقق خود نوع است، پس صنف زن نیز انسان است، بله این دو صنف در بعضی از آثار مشترکه(نه آثار مختصه از قبیل حامله شدن و امثال آن) از نظر شدت و ضعف اختلاف دارند ولی صرف شدت و ضعف در بعضی از صفات انسانیت، باعث آن نمی‌شود که بگوئیم نوعیت در صنف ضعیف باطل شده و او دیگر انسان نیست. و با این بیان روشن می‌شود که رسیدن به هر درجه از کمال که برای یک صنف میسر و مقدور است برای صنف دیگر نیز میسر و ممکن است و یکی از مصادیق آن استکمالهای معنوی، کمالاتی است که از راه ایمان به خدا و اطاعت و تقرب به درگاه او حاصل می‌شود، با این بیان کاملا روشن می‌شود که در افاده این بحث، بهترین کلام و جامع‌ترین و در عین حال کوتاه‌ترین کلام همین عبارت: «انی لا اضیع عمل عامل منکم منن ذکر او انثی بعضکم من بعض» است و اگر خواننده محترم این کلام را با کلامی که در تورات در این باره وارد شده مقایسه کند برایش روشن می‌گردد که قرآن کریم در چه سطحی است و تورات در چه افقی.

در سفر جامعه تورات آمده: من و دلم بسیار گشتیم(من با کمال توجه بسیار گشتم) تا بدانم از نظر حکمت و عقل جرثومه شر یعنی جهالت و حماقت و جنون چیست، و کجا است؟

دیدم از مرگ بدتر و تلخ‌تر زن است که خودش دام و قلبش طناب دام است و دستهایش قید و زنجیر است تا آنجا که می‌گوید من در میان هزار نفر مرد یک انسان پیدا می‌کند، اما میان هزار نفر زن یک انسان پیدا نمی‌کنم.

بیشتر امتهای قدیم نیز معتقد بودند که عبادت و عمل صالح زن در درگاه خدای تعالی پذیرفته نیست، در یونان قدیم زن را پلید و دست پرورده شیطان می‌دانسند، و رومیان و بعضی از رومیان و بعضی از یونانیان معتقد بودند که زن دارای نفس مجرد انسانی نیست و مرد دارای آن هست و حتی در سال 586 میلادی در فرانسه کنگره‌ای تشکیل شد تا در مورد زن و اینکه آیا زن انسان است یا خیر بحث کنند!، بعد از بگومگوها و جر و بحثهای بسیار، به این نتیجه رسیدند که بله زن نیز انسان است اما نه چون مرد انسانی مستقل، بلکه انسانی است مخصوص خدمت کردن بر مردان، و نیز در انگلستان تا حدود صد سال قبل زن جزء مجتمع انسانی شمرده نمی‌شد، و خواننده عزیز اگر در این باب به کتابهائی که درباره آراء و عقاید و آداب ملت‌ها نوشته شده مراجعه کند به عقایدی عجیب بر می‌خورد.

 

مقام زن در «شاهنامة فردوسی»: به مناسبت هشت مارس روز جهانی زن

«اگر پارسا باشد و رایزن/ یکی گنج باشد پراکنده زن» این نشان از بزرگی و عظمتی است که فردوسی برای زنان قائل است، همان زنی که چون پارسا و پاک بود و دارای عفت و عصمت، از مردان تکاور و وزراء و رهبران هوشمند و مردان خردمند برتر  بالاتر جلوه می‌کند. یکی از نکات بسیار جالبی که در اشعار حکیم می‌توان یافت اظهار وفاداری کامل زن است، زن به عنوان موجودی وفادار و فداکار معرفی شده است.

بحث درباره زنان و جایگاه آنان در جامعه بحثی مفصل و گاهی پر چالش است. این بحث گذشته از چندن ده سالی که تحت تأثیر صورت افراطی حمایت (یا به عبارتی جانب‌داری) از زنان یا فمینیسم قرار گرفته، از گذشته‌های دور در فرهنگ کتبی و شفاهی فارسی زبانان وجود داشته است. صحبت از مقام زنان در ادبیات فارسی مجالی بسیار وسیع طلب می‌کند که از حوصله این مقال خارج است و در اینجا فقط به گوشه‌ای از آن اشاره‌ای می‌کنم. حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی از بزرگترین و برجسته‌ترین شعرای جهان شمرده می‌شود.

کتاب وی(شاهنامه) دریای حکمت، معرفت، اخلاق و درس زندگی است. شعر از عناصری است که به وسیله آن می‌توان به فرهنگ مردم زمان آن پی برد. شعرا اصولا انسانهایی نازک دل و متاثر از محیط می‌باشند که در واقع با سرودن شعر جدای از بروز درونیات خود به بازگویی احوال درون خوی می‌پردازند. با بررسی اشعار شعرای متقدم و متاخر و در کنار آن بررسی تاریخ ایران، میشود به این مهم دست یافت که ادبیات ایران در تعاملی مستقیم و ارتباطی تنگاتنگ با وضعیت سیاسی و فرهنگی زمانه خود بوده است. البته در این میان نباید و نمی‌توان نقش جغرافیا و تاثیر محیط طبیعی را بر شعر نادیده گرفت. صحبت اصلی ما درباره جایگاه و مقام زن در شاهنامه فردوسی است که نشان از نوع فرهنگ و رویکرد جامعه آن روز به مسئله زنان دارد.

فردوسی در جای‌جای شاهنامه از دلاوری‌ها و هوشیاری زنان، به ویژه زنان، سخن به میان آورده است و آنان را هم‌پای مردان وارد اجتماع نموده، و مقام منزلتی والا به زن بخشیده است، و این گروه از افراد جامعه را از نظر عقل و هوشیاری بسیار زیبا توصیف کرده است:

ز پاکی و از پارسایی زن که هم غمگسار است هم رایزن

و در جایی دیگر:

اگر پارسا باشد و رایزن یکی گنج باشد پراکنده زن

این نشان از بزرگی و عظمتی است که فردوسی برای زنان قائل است، همان زنی که چون پارسا و پاک بود و دارای عفت و عصمت، از مردان تکاور و وزراء و رهبران هوشمند و مردان خردمند برتر و بالاتر جلوه می‌کند. یکی از نکات بسیار جالبی که در اشعار حکیم می‌توان یافت اظهار وفاداری کامل زن است، زن به عنوان موجودی وفادار و فداکار معرفی شده است به گونه‌ای که در مواردی زیاد وجود خود را فدای مردان نموده تا حفاظت و نگهداری آنان را تضمین نماید. می‌سراید:

بدو گفت رای تو ای شیر زن درفشان کند دوده و انجمن

یا:

دو گفت هر کس که بانو تویی به ایران و چین، پشت و بازو تویی

نجنباندت کوه آهن ز جای یلان را به مردی تویی رهنمای

پس زن مورد بحث فردوسی، راهنمای مردان جنگاور است، او می‌تواند خردمندتر از مردان باشد، و هوشیارتر از فرمانروایان و زیرک‌تر از آنان، این است که مردان در برابرش زانو می‌زنند و خود را کمتر از او می‌دانند، و تصور نمی‌شود که فردوسی اغراق گوید و همان گونه که رسم سرایندگان حماسه است هر کوچکی را بزرگ جلوه دهد تا بیشتر جلب توجه کند. در تاریخ هم بسیاری از حوادث شیرین و تلخ وجود دارد که در پشت پرده آن حوادث حضور زن یا زنانی خودنمایی می‌کند. از دیگر صفاتی که فردوسی از زن ایرانی نقل می‌کند شرم و حیا است:

بپرسید کآهو کدام است زشت که از ارج دور است و دور از بهشت

چنین داد پاسخ که زن را که شرم نباشد به گیته نه آواز نرم

یا در جای دیگر:

کدام است با ننگ و با سرزنش که باشد ورا هر کسی بد کنش

زنانی که ایشان ندارند شرم به گفتن ندارند آواز نرم

اما فردوسی بهترین زنان را زنانی می‌داند که شوهران خود را خشنود کنند و این نکته وجه دیگری است از جایگاه زن در فرهنگ ایران قدیم:

بهین زنان جهان آن بود کز او شوی همواره خندان بود

یا در جای دیگر:

به سه چیز باشد زنان را بهی که باشند زیبای گاه مهی

یکی آنان با شرم و با خواسته است که جفتش بدو خانه آراسته است

دگر آنکه فرخ پسر زاید او زشوی خجسته بیافزاید او

سه دیگر که بالا و رویش بود به پوشیدگی نیز مویش بود

البته در اینجا فردوسی نگفته است که اگر تمام زنان از شوهران خود فرخ پسر بزایند دیگر چه دختری باقی می‌ماند که با پسرشان ازدواج کند. و این نیز وجه دیگری از فرهنگ ایرانی را نشان می‌دهد که فرزند پسر را برتر از دختر می‌داند. ولی فردوسی در جای دیگر در گفته‌ای متضاد می‌گوید که پسر و دختر فرقی نمی‌کند و گویا دچار نوعی دوگانگی شده است:

چو فرزند را باشد آیین و فر گرامی به دل بر چه ماده، چه نر

اما از طرف دیگر از برخی سروده‌های فردوسی چنین بر می‌آید که در اجتماع نمی‌توان زنی را یافت که طرف مشورت قرار گیرد، لذا شرکت آنان در مسایل اجتماعی لطمه‌ای جبران ناپذیر بر پیکر جامعه وارد می‌سازد:

همی خواست دیدن در راستی ز کار زن آید همی کاستی

**************************

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فهرست منابع:

1-    حاتمی، احمد(1370). اسلام و نابسامانی‌ها/ انتشارات نشر انقلاب.

2-    حسن‌زاده، علی(1384). راه سبز(احکام دختران)/ انتشارات نشر بین‌المللی الهدی.

3-    طباطبائی، محمدحسین(1365). بررسی‌های اسلامی/ انتشارات: دفتر اسلامی حوزه‌ی علمیه قم.

4-    خمینی، روح‌الله(1365). زن از دیدگاه اسلام/ انتشارات: نشر البرز.

5-    زیبایی‌نژاد، محمدرضا(1379). درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام/ انتشارات: دارالثقلین- قم.

6-    سبحانی، محمدتقی(1379). درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام/ انتشارات: دارالثقلین- قم.

7-    سید آقایی، اشرف السادات(1380). زنان ایرانی در سینمای قبل و بعد از انقلاب اسلامی/ انتشارات: فرهنگ.

8-    عابدی، محمدعلی(1360). مقالات تربیتی/ انتشارات: سازمن سمینار تهران.

9-    قائمی، محمد(1367). نظام حیات خانواده در اسلام/ انتشارات: انجمنن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران.

10-       قلیپور گیلانی، مسلم(1379). در سایه نهج‌البلاغه/ انتشارات: برگ مقش.

11-       حسینی، سید محمد(1380) بررسی زن در سینمای ایران بعد از انقلاب/ انتشارات: شورای فرهنگی اجتماعی زنان.

12-       مرندی، علیرضا(1381). بهداشت زنان در جهان/ انتشارات روز.

13-       مطهری، مرتضی(1358). مقام زن در اسلام/ انتشارات: دانشگاه امام صادق(ع)

14-       میشل، آندره(1374(1374). جنبش اجتماعی زنان/ انتشارات: نیکتا.

15-       نوری‌زار، محمد(1381). چشم یوسف/ انتشارات: عصر

 


 
comment نظرات ()