کتابخانه مهدیه نقنه

مسجد صاحب الزمان(عج) نقنه

حیات عارفان
نویسنده : - ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳۱
 

عاشق شدام جانا  عاشق تر  از  این خواهم

با چشم تو می ‌گویم  من مست چنین خواهم

من تاج نمی خواهم  من تخت نمی خواهم

در خدمتت افتاده بر روی زمین خواهم

به یقین جستار در حیات پر بار عالمان و کوشش در راه بهره گیری از سیره علمی و عملی راهروان کوی حق  و راستی از بزرگترین عبادتها و


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
فتنه
نویسنده : - ساعت ٤:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳۱
 

فتنه یکی از گناهانی است که طبق کتب آن را «ما هو اعظم من احدی الکبائر الثابته» نام برده‌اند، یعنی  از یکی از گناهان کبیره است یا اینکه در قرآن مجید بزرگ بودنش را از یکی از گناهان کبیره ثابت کرده باشد و که فتنه یکی از آن‌ها است که در قرآن آن را صریحاً سخت‌تر و بزرگ‌تر از کشتن می‌داند و


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
«حق مادر بیشتر از پدر است»
نویسنده : - ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٢
 

شخصی از رسول خدا(ص) پرسید: «حق پدر چیست؟»

حضرت فرمود: «به او به اندازه‌ای کمک کنید که بتواند زندگی کند.»

پس پرسید: «حق مادر چیست؟»

حضرت فرمود: هیهات! هیهات! اگر به قدر شن‌های کوه‌ها و ریگ‌ها و قطرات بارانی که از اول دنیا به زمین آمده، به مادر خدمت کنی، به اندازه یک روز که مادر تو را در رحم حمل کرده، نخواهد شد.»

در حدیثی دیگر، آن حضرت فرمود: «اگر در نماز مستحبی بودی و پدر تو را صدا زد، نماز را نشکن، ولی اگر مادر تو را صدا زد، نماز را بشکن و جواب مادرت را بده.»

 

زن مسلمان از منظر ولایت

زن مسلمان ایرانی در ایران اسلامی، باید کوشش این باشد که هویت والای زن اسلامی را آن چنان زنده کند که چشم دنیا را به خود جلب کند؛ این امروز وظیفه‌یی است بر دوش زنان مسلمان، بخصوص زنان جوان و دختران دانش‌آموز و دانشجو.

ولی امر مسلمین حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(مد ظله العالی)


 
comment نظرات ()
 
گلچینی از اشعار حضرت امام خمینی(سلام الله علیه)
نویسنده : - ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱۱
 

«این غزل(روز وصل) فقط ده ساعت مانده به پیوستن روح مقدس حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلی، بدست جلیل رسولی تحریر شد.(خردادماه 1368)»

 

روز وصل

غم مخور ایام هجران رو بپایان میرود

این خماری از سر ما می‌گُساران میرود

پرده را از روی ماه خویش بالا میزند

غمزه را سر میدهد غم از دل و جان می‌رود

بلبل اندر شاخسار گُل هُویدا می‌شود

زاغ با صَد شرمساری از گُلستان می‌رود

محفِل از نور رُخ او نور افشان می‌شود

هر چه غیر از ذکر یار از یاد رِندان می‌رود

ابرها از نور خورشید رخش پنهان شوند

پرده از رُخسار آن سرو خرامان می‌رود

وعدة دیدار نزدیک است یاران مُژده باد

روز وصلش می‌رسد ایام هجران می‌رود

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
سرگذشت نامه- حضرت فاطمه(س)- (معصوم سوم)
نویسنده : - ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٠
 

مقام: سیده النساء العالمین

نام: فاطمه(س)

لقب معروف: زهرا(س)

کنیه: ام الائمه

نام پدر: محمد(ص)

نام مادر: خدیجه(س) بنت خویلد

روز و ماه ولادت: 20 جمادی الثانی

سال ولادت: 5 بعثت

مدت عمر: 18 سال

روز و ماه شهادت: (به روایتی) 3 جمادی الثانی

سال شهادت: 11 هجری

قاتل: قنفذ

محل دفن: مدینه

تعداد فرزندان: 3 پسر و 2 دختر

مختصری از زندگینامة حضرت فاطمه(س)

حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر(ص) از همسرش خدیجه کبری(س) می‌باشد. ولادت حضرت فاطمه(س) را روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم بعثت در مکه ذکر کرده‌اند. شیخ کلینی به سند صحیح از حضرت امام محمدباقر(ع) روایت کرده است که ولادت آن بانو پنج سال بعد از بعثت رسول خدا(ص) واقع شد و


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
خورشید پنهان
نویسنده : - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٧
 

امام زمان

من منتظرم شاید ببینم رخ زیبایت

دیدار نمایم من آن قامت رعنایت

گر قرص مه رویت، ظاهر بکنی بر من

با عطر بشویم من آن زلف چلیپایت

در دشت و بیابان‌ها در طول خیابان‌ها

خواهم که تو را بینم، افتم به دم پایت

من سوزم ولی سازم از هجر تو ای جانا

امید بر آن دارم بینم رخ شیدایت

در داخل هر منزل در گوشه‌ی هر محفل

گو ناظر اعمالی، با دیده‌ی شهلایت

گلها همه پژمرده از فرقت بی پایان

دلها همه بیمارند از غیبت کبرایت

اشک فراق

می‌کنم ناله که از تو خبری نیست مرا

غیر تو را برهبر والا گوهری نیست مرا

مرغ بشکسته پرم، کی شوم آزاد ز بند

تا بیایم به برت، بال و پری نیست مرا

ترسم آن روز حال دل منت‌زده‌ام

شوی آگاه که دیگر اثر نیست مرا

مانده‌ام مات که با آن همه آقایی و مهر

از چه بر درگه لطف گذری نیست مرا

روزم از هجر تو شام و شب و من

تا نیایی تو امید سحری نیست مرا

دلنوازا، شب میلاد تو باشد شب قدر

که از این شب، شب فرخنده‌تری نیست مرا

ساخت مهر تو مرا، از دو جهان

جز ولای تو ز دنیا، ثمری نیست مرا

سالها شد که به هر جمعه، به امید

می‌کنم ندبه، که از تو خبری نسیت مرا

گر سخن در خور وصف تو نگفتم

چه توان کرد که جز این هنری نیست مرا

نازنینا به جز از سوی سپید و رخ زرد

تا نثار تو کنم سیم و زری نیست مرا

مدح اجداد تو را گفتم و دانم به یقین

که از این به، به دو عالم اثری نیست مرا

«سروریم» گشته عجین مهر تو در آب

بهتر از حب تو یکتا گهری نیست مرا


 
comment نظرات ()